دوشنبه ۲۳م اردیبهشت, ۱۳۸۷

بخوانید بدون عنوان

نوشته‌شده در عمومی توسط مهران بوالحسنی

چند وقتی‌ه که یه به اصلاح setz ننوشتم؛ این جور نوشتن رو دوست دارم، به این دلیل که نوشته‌ای که داری می‌نویسی از موضوع و قالب خاصی پیروی نمی‌کنه و به خاطر همین میشه از هر چیزی و هرکسی توش نوشت. البته این نوع نوشتن هم یه مزیت خیلی بزرگ داره؛ نوشتن‌ش احتیاج به فکر کردن زیادی نمی‌خواد و برای تنبل‌هایی مثل من خیلی می‌تونه دلچسب باشه! :)

از قرار معلوم این توییتر و فرندفید داره یه مقدار محیط متشنجی پیدا می‌کنه، حالا هرکی ندونه و تازه بیاد تو فرندفید احتمال یاد میدان‌های جنگ میفته! اما یک توصیه بسیار اکید میکنم، اگر از زندگی ناامید شده‌اید و می‌خواهید خودکشی کنید، دست نگه دارید؛ یه سر به فرندفید و توییتر بزنید تا از خنده روده‌بر شده و زندگی به رویتان لبخند ژکند بزند! D:

این نکته از همه مهم‌تره: ولی خداییش(!) من کشته این شناسایی‌تون شدم، اصلا واقعا کیفور شدم از این شناسایی عالمانه شما. یادم باشه به فواد بگم یه غزل شاعرانه بگه در این مورد؛ حالا برای آشنایی با افراد حاضر در عکس این کامنت رو بخونید احتمالا یه چیزایی دستگیرتون میشه! :)

قهرمانی منچستر رو هم به هواداران‌ش تبریک میگم. هرچند که بعد از اینکه معلوم شد آرسنال قهرمان نمیشه دیگه واسم فرقی نمیکرد که کی قهرمان بشه ولی باز هم منچستر خیلی بهتر از چلسی بود!!

در آخر هم از پدر و مادر و مربیان عزیزم تشکر میکنم که باعث شدن من به این درجه و جایگاه برسم، از شما هم آقای فردوسی‌پور ممنون که منو به این برنامه دعوت کردین، اسمایلی غلام عنایتی که اومده تو نود! D:

دوشنبه ۲۳م اردیبهشت, ۱۳۸۷

لینکین‌پارک(تصاویر) - دو

نوشته‌شده در تصاویر, لينکين پارک توسط مهران بوالحسنی

Mike and Brad - Live in NYC

Brad and Mike - Live in NYC

یکشنبه ۲۲م اردیبهشت, ۱۳۸۷

کالیبر

نوشته‌شده در کوته‌پست توسط مهران بوالحسنی

*

گویند امروزه داشتن یک عدد کالیبر بالا، دارای کلاس بسیار زیادی بوده و گاها به اندازه داشتن یک دوست پسر خوب برای آدم مفید فایده و لازم است.
(رساله دلگشاد - ۰۸ هجری میلادی)

یکشنبه ۲۲م اردیبهشت, ۱۳۸۷

MFR joins Myanmar/Burma Relief Effort

نوشته‌شده در عمومی, لينکين پارک توسط مهران بوالحسنی

نمیدونم متوجه خبرهای چند روز اخیر و وضعیت بد مردم میانمار و برمه شدید یا نه؟ طوفان و گرباد اخیر در میانمار و برمه باعث کشته شدن حدود ۲۲۰۰۰ نفر و بی‌خانمان شدن هزاران نفر دیگه شده. در این بین بنیاد Music For Relief هم به جمع بنیادهای جمع‌آوری کننده کمک برای مردم آسیب‌دیده پیوسته. این بنیاد که توسط لینکین‌پارک تاسیس شده سعی داره تا جمع‌کردن کمک‌های یک دلاری مردم و طرفداران، سهمی در امدادرسانی به مردم اونجا داشته باشه. اگر امکان دسترسی به PayPal رو دارید میتونید با رفتن به این صفحه یک دلار به این حرکت جمعی کمک کنید.

پی‌نوشت: لیست کامل اعضای بنیاد خیریه Music For Relief رو میتونید در پایین سایت رسمی این بنیاد ببینید.

شنبه ۲۱م اردیبهشت, ۱۳۸۷

محبوب‌ترین توییتریست - اعلام نتایج

نوشته‌شده در عمومی توسط مهران بوالحسنی

امروز نظرسنجی بهترین توییتریست، تموم شد؛ استقبال نسبتا خوبی هم از این حرکت شد(حداقل‌ش اینه که اکثر توییتریا شرکت کردن، حالا شرکت کردین یا نه؟! D: ). فکر کنم لازم‌ه یه بار دیگه هم از عزیزانی که اسم‌شون تو لیست قرار نگرفت و یا دیر قرار گرفت عذرخواهی کنم. انشاالله در فرصت‌های بعدی اسم اونا رو اول می‌نویسم! :)

Twitter Chart

خب! احتمالا اکثر دوستان از نتیجه با خبر هستند ولی برای اطلاع یافتن باقی دوستان، ۱۵نفر اول به قرار زیر هستند(لیست کامل رو اینجا ببینید):

  1. فواد
  2. فرشاد
  3. زهرا - المورو
  4. مریم۵۰۶۳ (اردکانی)
  5. مازوخ
  6. نوید کاشانی (عصرونه)
  7. پدرام
  8. لوکادیوم
  9. مزیدی
  10. پیمان
  11. گناهکار
  12. حامد ملک
  13. علیرضا مجیدی
  14. امین
  15. الیزه، مریم سین سین، شاندیز

بذارید یه کم سخنرانی کنم(!)؛ ببینید به نظر من دلایلی که باعث شده این ۱۵نفر بالا از بقیه بیشتر رای بیارن یا به قولی محبوب‌تر از بقیه باشن توی توییتر، چیزی جز روابط عمومی خوب، اجتماعی بودن، داشتن کمی چاشنی طنز در توییت‌ها، و در آخر حضور مستمر در توییتره(البته به جز یه نفر!!)؛ تمام این‌ها باعث میشه که این دوستان بیشتر از بقیه تو چشم باشن، پس منطقی‌ه که بیشتر از بقیه هم رای بیارن. پس بیاید از این به بعد حضوری پرشورتر تو توییتر داشته باشیم. :)

شنبه ۲۱م اردیبهشت, ۱۳۸۷

نمایشگاه کتاب - بعد از رفتن

نوشته‌شده در شخصی, فرهنگ توسط مهران بوالحسنی

اپیزود اول - داخلی - خانه مهران‌اینا - ساعت ۷:۳۰ صبح:
- مهران پاشو!!!
- مامان بزار بخوابم؛ یه جمعه‌هم نمیزارین بخوابم؟؟!
- د پاشو پسر، مگه تو دانشگاه نداری؟!
- ساعت ۹ کلاس دارم بابا، مامان قربونت برم بزار بخوابم اذیت نکن.
- پاشو ماشین گیرت نمیادا، پاشو باریکلا….
(ناگهان یادم میفته که امروز جمعه‌ست و باید برم نمایشگاه، قرار توییتری؛ به ناگهان مانند ببر غران از جا پریده، قصد دستشویی می‌کنم!)

اپیزود دوم - داخلی - خانه مهران‌اینا - ساعت ۷:۴۵ صبح - میز صبحانه:
- امروز چه کلاسایی داری مهران؟

- فیزیک فقط؛ راستی امروز بعد کلاس میرم نمایشگاه، دیر کردم نگران نشید!
- باشه.

- خوب! من برم دیگه داره دیرم میشه. خدافظ
- خدا به همرات

اپیزود سوم - خارجی - اتوبوس شرکت واحد - ساعت ۸:۱۰ صبح:
(در اتوبوس اتفاق خاصی نمی‌افته جز بلند شدن برای نشستن یک آقای مسن؛ اسمایلی دهقان فهمیده!)

اپیزود چهارم - داخلی - دانشگاه - ساعت ۹:۰۵ صبح:
- سلام استاد!
- سلام جانم، خوبی؟
- ممنون شما خوبی استاد؟!
- قربانت!(داره با کیفش ور میره!)
- استاد یه خواهشی داشتم!
- بفرمایید؟
- میخواستم ببینم اگه مشکلی نیست، من امروز نیام سرکلاس!!
- به چه دلیلی و چرا؟
- میخوام برم نمایشگاه استاد!
- خوب بعد از کلاس برو!
- نه آخه، یکی از آشنایان داره از شهرستان میاد، اینکه باید برم دنبالش…..
(به هر زحمتی هست استاد راضی میشود که این جلسه رو غیبت نزند!)

اپیزود پنجم - خارجی - درب خروجی استگاه متروی شهید بهشتی - ساعت ۹:۵۰ صبح:
- الو سلام!
- سلام؛ کجایی مهران؟!
- دم در استگاه مترو.
- اوکی، واستا اومدیم!
(بالاخره موفق به دیدن فرشاد و محمد میشوم؛ خوشحالم، به تدریج فواد، سیاوش و امیر هم اضافه میشوند!)

پی‌نوشت: همانطور که احتمالا متوجه شدید دیروز(جمعه) به نمایشگاه کتاب رفتم و با بچه‌های توییتر هم ملاقات کردم؛ بهتر از شما نباشن یکی از یکی گل‌تر؛ بیشتر توضیح نمیدم، مطالب تکمیلی در این مورد رو در وبلاگ فرشاد بخونید! اما نمایشگاه کتاب اینقدر شلوغ و هرکی‌هرکی بود که جز یک عدد مجله گل‌آقا و یک عدد کتاب «یک فنجان طنز تلخ ناصر خالدیان» دیگه هیچی نصیب‌مون نشد! نکته جالب هم میزان خرید مراجعین بود که تقریبا از هر ۱۹۶نفر یک نفر کتاب می‌خرید! D: