خودروهای اسلامی به روایت م.ف
آبان ۲۱م, ۱۳۸۶سایت خبری تحلیلی فرارو در بخش طنز خودش مقالهای رو از زبان م.ف منتشر کرده که شخصا با خوندنش کلی خندیدم،این مقاله با عنوان «زندهباد گوسپند، مردهباد بز!» به چندین مسئله پیشآمده در این چند روز گیر داده است.یکی از این اتفاقات سرمایه گذاری ایران در مالزی برای ساخت خودرو اسلامی بود که به شکل جالبی طنزینه(همون طنز گونه!!) شده:
خودروهای اسلامی
یکی از خواص نفت هفتاد-هشتاد دلاری میتواند این باشد که عزیزان دل در وزارت صنایع و معادن (پاتوق مهرداد اینا) به فکر ساختن خودروی اسلامی بیفتند و وقتی آدم میخواهد یک پول را خرج اسلام بکند کجا بهتر از مالزی؟
آسوشیتدپرس از کوالالامپور گزارش داد که مدیرعامل شرکت خودروسازی مالزی، مشخصات این خودروی جدید را که ایرانیها پیشنهاد ساخت آن را دادهاند، اعلام کردهاست و براساس گفتههای آقای عابدین، این خودرو دارای قطبنما برای قبلهنمایی و جایگاههای ویژه نگهداری قرآن و روسری خواهد بود.
من ضمن تشکر و تقدیر فراوان از نامزد وزارت، آقای محرابیان و برادر کارآموز، مهردادآقای بذرپاش و سایر بروبچههای مسئول خرج کردن پول در صنایع خودروسازی، پیشنهاد میکنیم، علاوه بر تجهیزات فوق مدرنِ فوق، برای اسلامیتر کردن این خودرو که حتما از سال آینده دههزارتا دههزار تا و با معافیت های گمرکی وارد خواهند شد (چون اسلامی اند شوخی که نیستند) چند امکان دیگر را هم اگر هنوز فرصت باقی است و شیتیل برقرار ، به کمپانی پروتون سفارش دهند تا روی این خودرو های تازه مسلمان سوار کنند:
۱-دستگاه سلام؛ به این صورت که اگر راننده سوار خودرو شد و به خودرو اسلامی خود سلام کرد، حتما از کنسول مربوطه جواب سلام بشنود که جواب سلام واجب است واگر سلام نکرد کنسول به طور خودکار به او سلام کند .آنگاه تا زمان جواب سلام روشن نشود چون باز هم جواب سلام واجب است.
۲-دستگاه حجاب؛دستگاهی با چشم الکتریکی وپردازنده هوشمند حجاب مسافرین وراننده را چک کند. آنگاه اگر زنی حجاب مناسب نداشت به او تذکر دهد و اگر پس از سه بار تذکر باز هم حجابش را درست نکرد با استفاده از های جک او را به خارج از خودروی اسلامی پرتاب کند.
۳-پایانه تفکیک؛ پشت صندلی های جلو باید پایانه هایی نصب شود که مسافرین صندلی عقبی، با ارائه اوراق شناسای خو به آن، اثبات کنند که با یکدیگر محرم هستند. در غیر این صورت این دستگاه به دستگاه جدا ساز فرمان دهد که بین مسافرین عقبی هائل شیشه ای بالا شونده را قرا دهد.
۴-دستگاه هنجار شناس؛ دستگاهی با حس گیرهای متعدد که از لحاظ بو، رنگ لباس، نوع آرایش سر، کوتاهی آستین بلوز و تمام عوامل دیگر که از نظر پلیس اسلامی در محدوده هنجارها تعریف می شود راننده وسایر مسافران را کنترل کند و در صورت تشخیص هنجار شکن بودن پوشش وآرایش آنها، پس از قفل اتوماتیک درها، مستقیما به طرف پاسگاه پلیس حرکت کند.
۵-ابزار پرتاب سی دی؛ ابزاری است که در دستگاه پخش سی دی نصب خواهد شد ودر صورت تشخیص غیراسلامی بودن محتویات آن، سی دی مربوطه را به طرف راننده شلیک می کند.
۶-جایگاه عقیق؛ کنسول بسیار مهمی برای قراردادن انگشتر عقیق آقایان (ترجیحا در کنار جایگاه قرار دادن روسری که هم اکنون کمپانی عظیم پروتون مشغول طراحی آن است ،نباشد).
مقاله کامل را از اینجا بخوانید.
پانوشت: این م.ف خیلی مطالب جالبی مینویسه،من که مشتری ثابت مطالبشم!
۲۲ آبان, ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ب.ظ
باید خیلی جذاب باشه :D:D:D:D
۲۲ آبان, ۱۳۸۶ در ۷:۲۶ ب.ظ
از مطالب جالب شما متشکرم
ما ثروتمندترین و حقیرترین مردم دنیا هستیم در صورتی که این دو با هم در تضادند و ما چطور…چگونه و با چه هنری این دو تضاد را در کناره هم جا داده ایم؟
جواب این است:تنها با افراط و بیش از حد بزرگ کردن مسا.ل معمولی…انقدر به اعراب و دینشان ارج نهادیم که ما که مردمانی دین دار و با خدا بودیم همه چیزمان را باختیم و از انها شیوه ی پست شدن اموختیم…
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۶:۰۵ ق.ظ
بنام خدا
دوست محترم
بنده هیچگونه اظهار نظری درباره ی موضوع خبر نمیکنم اما شما این خبر را دستمایه خود برای تمسخر ارزشهای اسلامی قرار داده اید.
مطمئنا مسخره کردن ارزشهای دین خدا هیچگونه افتخاری محسوب نمیشود که شما تلاشتان را صرف آن کرده اید. ارزشهای اسلامی نظرات انسانها نیست که قابل تردید و تشکیک باشد اگر کمی با قرآن مآنوس باشید این را در می یابید.
تمسخر آنچه از نظر ما اشتباه است نشانه خودبرتربینی است . زیرا چنین فردی فکر میکند هر آنچه در خارج از فکر او میگذرد اشتباه و مسخره است مانند نوجوانی که اعمال بزرگترها برایش مسخره آمیز است و این امر بدلیل عدم رشد فکری اوست.
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۶:۳۸ ق.ظ
@پاریاب: با شما به شدت مخالفم! من هیچگونه تمسخری نسبت به خدا و دینش در این مطلب نمیبینم.من هم مانند شما به دین خدا و قرآن ایمان کامل دارم و اجازه کوچکترین بیاحترامی به آنها را در این وبلاگ نمیدهم.
فکر میکنم شما به درستی متوجه مخاطب این مطلب نشدهاید….مخاطب این مطلب دین خدا نیست(!) بلکه مخاطب،سیاستهای از ریشه و بن غلط نظام جمهوری اسلامیست.
فکر نکنم تا وقتی تعداد بسیار زیادی جوان بیکار داریم احتیاجی به خودروی اسلامی با دارا بودن جای قرآن داشته باشیم!!
به هر حال از توجهت ممنون
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۷:۰۰ ق.ظ
فکر نمی کنم این طنز اسلام و ارزش های آن را مورد تمسخر قرار داده باشد. بلکه به طرز خنده داری به این واقعیت تلخ پرداخته است که کسانی دین خدا را نردبان ترقی و اسباب مال اندوزی های حقیر خود کرده اند. شما دوست عزیز هم که معترضید فکر نکنید فقط خودتان مسلمانید. دیگران هم مثل شما غیرت دینی دارند. اما ایکاش علاوه بر غیرت کمی هم بینش داشتیم. تا اینگونه دروغگویان مردم ستیز دین گریز در جامه دین سر مردم را در بند نکنند و نه جیبشان را خالی. می گویند در برابر امام حسین مردمانی قرار گرفتند که برخی از آنان به امید گرفتن کمک هزینه ساخت مسجد نیمه کاره شان از ابن زیاد در جنگ شرکت کردند. آخر اینان چگونه مسلمانانی بودند که برای ساخت مسجد با فرزند رسول خدا جنگیدند؟ این نتیجه بی دانشی و احساس نپخته و خام مذهبی است که بازیچه صاحبان قدرت قرار می گیرند و بی آنکه خود بفهمند دین خدا را بی ارزش می کنند….
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۷:۱۹ ق.ظ
بد بختانه در کشور ما با این دین اسلام که چه ها نمی کنند!!
این دین تبدیل شده یا تبدیل کردن به اینکه ما فقط به مسائل جنسی بپردازیم. کتابهای بسیاری در رابطه با سکسولوژی در ایران منتشر می شود که برخی از نظر روانشانسی و علوم اجتماعی به این مساله می پردازند برخی هم از نظر اسلامی!!! در این کشور به اصطلاح اسلامی تعامل بین مرد و زن فقط محدود می شود به روابط جنسی!!!!
هر کجا که بروید این موضوع را به عین می بینید. درخیابان پارک دانشگاه و …
این دولت اگر جا داشته باشد سر ما مردها هم چادر میکنه به تن اسب و خر و … مثل طالبان لباس یا به قول خودشون حجاب میکنه!!!!!
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۸:۴۵ ق.ظ
bahale jaye fek kardan dare
۲۳ آبان, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۸ ب.ظ
کاش می توانستیم تفکر را جایگزین غیرت،تعصب و بنایادگرائی جاهلانه کنیم.
کاش کمی تحمل شنیدن نقد،طنز و امثالهم را داشتیم و میتونستیم اینگونه نقد کردنها را با توهین،اهانت و…از هم تمیز دهیم.
کاش،
بگذریم فعلا مردم ما از لحاظ طرز و سطح فکر در زمانی شبیه قرون وسطی یا همان زمان حکومت دین(کلیسا)بر جامعه،زندگی میکنند.
۲۴ آبان, ۱۳۸۶ در ۴:۳۸ ق.ظ
فکر می کنم برای خندیدن راه های بهتری هم وجود داشته باشه….!!!!
۲۴ آبان, ۱۳۸۶ در ۷:۵۲ ق.ظ