درود و صد بدرود

دی ۱۴م, ۱۳۸۶

اگه خدا بخواد دوشنبه بالاخره اساس‌کشی می‌کنیم به خونه جدید. کارو میبینی حالا وسط امتحانای ما کارای خونه جدید تموم شد! اصلا اگه ما شانس داشتیم که اسممون مهران نمیشد!‌:دی   بگذریم… دو تا از امتحانامو دادم، مبانی و اخلاق. خوب بودن احتمالا ده رو میگیرم! فردا هم ریاضی و یک‌شنبه هم زبان و فیزیک دارم. هیچ نگران نباشید خیلی آسونن!

او او داشت یادم میرفت، چون اون خونه جدید از نعمت داشتن اینترنت احتمالا پرسرعت بی‌بهره‌ست، پس تا گرفتن اکانت جدبد برای منزل جدید کمی نمی‌نتم.(یعنی نمیام تو نت!) پس تا اون موقع ما رو حلال کنید(اگه بعدش خواستید میتونید حلال نکنید!)

پس به قول یارو گفتنی، درود و صد بدرود

پ.ن: امروز چقدر خوشمزه شدم من!

۳ نظر

  1. آناهیتا میگه:

    اول شیرینی خونه نو رو برامون بفرست بعد حلالیت بطلب!!!!

  2. صبحونه میگه:

    میبینم که زبان سی اس اس یاد گرفتی و قالب درست فارسی کردی آفرین !
    شوخی : یادته اول که تو وردپرس اومدی تو وبلاگم چی گفتی !
    گفتی که : من هم هستم فقط خواستم بگم …
    خیلی باحال بود راستی دیگه تو هیجا نمینویسی! منظورم تو مگا آی تی و آیتی آنلاین و پارسیش

  3. آناهیتا میگه:

    پس کجایی!؟
    تعطیلات زمستانی رفتی؟

نظر بدهید