آرشیو برای دی, ۱۳۸۶

لینکین‌پارک در اوج

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۳م, ۱۳۸۶

آلبوم Minutes To Midnight با ۲/۱ میلیون نسخه به عنوان پر فروش ترین آلبوم سال ۲۰۰۷ در Top 10 Best Selling‌ شناخته شد. همچنین Linkin Park در لیستTop 10 Artist of 2007 ردیف هفتم رو کسب کرد. /  همچنین آهنگ What I’ve Done مقام the year’s top song رو در جدول Billboard’s Hot Modern Rock Songs کسب کرد.
تبریک :) [نقل]

پ.ن: خودمونیم این دایل‌آپ هم دنیایی داره واسه خودش ها ! ‌:)

ضعیف

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۳م, ۱۳۸۶

نوشته قبلیم اظهار نظری بود کاملا شخصی که اصلا هیچ ادعایی هم روش ندارم! اینو گفتم که توضیحی که نداده بودم تو اون رو اینجا داده باشم.
میخوام کمی در مورد ضعیف‌بودن بگم. اصلا ضعیف‌بودن یعنی چی؟ به کی میگن ضعیف و …  |  از نظر من ضعیف کسی‌ه که فکر میکنه قوی‌ه و این احساس رو هم میخواد به بقیه تحمیل کنه، بذارید مثالی بزنم:  فرض کنید در فامیلتون(منظورم عمه و خاله و ایناست) فردی هست که بیشتر از بقیه به‌ش توجه میشه و احترام گذاشته میشه حالا به هر دلیلی که میتونه نوه اول بودن، یا دامادبزرگ بودن، یا ته‌تقاری بودن یا …. باشه.حالا اگه همین فرد که از همه بیشتر به‌ش توجه میشه و احترام و اینا بخواد فکر کنه خبری‌ه و احساس بزرگی بیش از حد بهش دست بده تا جایی که بخواد تعیین تکلیف کنه اینجاست که من میگم این یارو آدم ضعیفی‌ه. چرا؟ چون داره از احترامی که بهش میذارن(حالا کاری ندارم به اجباری بودن یا نبودنش) سوءاستفاده میکنه! احتمال بسار زیاد شما هم همچین کسی رو تو فامیلتون دارید! شک نکن. :)
از این آدما بدم میاد ! به شدت حالا اگه چاشنی عالِم بودن رو هم بهش اضافه کنید، دیگه غیرقابل‌تحمل‌ترین فرد روی زمین میشه طرف!
………………………………..
چند وقت پیش فکر کنم زهرا بود که گفت نوشتن سخته اگه بخوای طوری بنویسی که کسی ناراحت نشه تو عالَم واقعی! منم به این مشکل دچار شده! چکار کنم؟!
………………………………..
پ.ن: یک سوال فنی » اَه یادم رفت بعداً میپرسم؟! D:

متلک

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۲م, ۱۳۸۶

گفتم که میخوام سبک نوشتنمو عوض کنم، البته خیلی سخته بخوای از مزخرف نویسی به عالمانه‌نویسی و یا برعکس(!) رو بیاری ولی میگن کار نشد نداره پس ما می‌توانیم. :) خوب برای شروع میخوام موضوعاتی رو عنوان کنم که شاید تاحالا کمتر در موردش صحبت شده و یا لااقل کمتر به‌ش توجه شده. در همین اول بگم که سبک جدید نوشتنم ممکنه که باعث رنجش عزیزانی بشه، ویا اینکه باعث از دست دادن خواننده بشه ولی باز هم میگم دارم پوست می‌ندازم!
شروع:
همیشه این موضوع آزارم میداده که هدف اونهایی که تو خیابون به جنس مخالف متلک(یا به قول بعضی‌ها تیکه!) می‌اندازن چیه؟ اصلا نمیخوام از نظر روانشناسی حرف بزنم که هستند عزیزانی که بخوان در موردش بگن. به این خاطر گفتم جنس مخالف(و مثلا نگفتم پسرا) که این موضوع در بین هر دو جنس(دختر و پسر) دیده میشه. *اولین چیزی که به نظرم میاد شاید بحث سرگرمی باشه. تصور کنید چندتا دختر یا پسر رو که دارن با هم میرن و میگن و میخندن، تا اینکه یه جنس مخالف رو که داره تنها راه میره رو میبینند، به احتمال بسیار زیاد الفاظی رد و بدل خواهد شد! شاید بگید که اصلا اگه اون آدما، ادب اجتماعی داشته باشن هیچ وقت به خودشون اجازه همچین کاری رو نمیدن، ولی باید قبول کنیم(خودم که این موضوع رو قبول دارم!) که اگه یه دونه نخاله هم در جمع حضور داشته باشه، احتمال به انحطاط کشیده شدن جمع بسیار زیاده. البته توضیح واضحات‌ه که پسرها به وضوح در این امر بسیار مستعد هستند!!
از اینجای بحثم بیشتر مخاطب پسرها هستند…
*دومین مورد شاید احساس تنفر آنی‌ه باشه که در فرد ایجاد میشه، بعضی مواقع پیش میاد که پسرها(شایدم هم دخترها دقیق نمیدونم!) مدتی(که میتونه یک ثانیه یا یک روز و یا حتی یک ماه باشه) از جنس مخالف تنفر پیدا میکنند، دلیلش رو نمیدونم(شاید دلیلش دسترسی بسیار سخت به جنس مخالف باشه!) ولی این حالت به احتمال بسیار زیاد حداقل یک بار برای هر فردی پیش اومده. در این لحظات آدم میخواد هر جوری شده تنفر آنی خودش رو به طرف مقابل نشون بده که در بعضی مواقع به صورت متلک بروز میکنه.
*سومین مورد(که میتونه اصلی‌ترین و شاید فرعی‌ترین!) مورد هم باشه، احساس ارضای جنسی باشه!! تعجب نکنید وقتی عده‌ای با دیدن فیلم آدامس جویدن کسی ارضا میشن، این که چیزی نیست. شاید این مورد یکی رو بشه یک جور سادیسم تلقی کرد.(زیاد نمیگم چون ممکنه بخار بشم!)

*چهارمین مورد میتونه، اختناق بیش از حد جامعه ایران باشه، وقتی که یک چکمه مایه تبرج باشه، این که دیگه جای خود داره. ببینید، ما همه در این جامعه زندگی میکنیم و باید قبول داشته باشیم که هنوز روابط بین دختر و پسر در این جامعه و در بین خانواده‌ها یک تابو به حساب می‌آد(هر چند که در بعضی از خانواده‌ها این مشکل تقریبا حل‌شده‌ست). متلک رابطه‌ای ست بین دختر و پسر دور از چشم والدین و در جلوی چشم اجتماع، با این تفاوت که در خانواده یک تابوست ولی در اجتماع امری‌ست عادی و معمولی!

جمع‌بندی: به هرحال باید قبول کرد که متلک دیگه برای قربانیانش(که ۹۹درصدشون هم دختران و زنان هستند) دیگه یه امر عادی به حساب میاد، پس تا این امر عادی تبدیل به یک هنجار نشده(که البته بعیده!) باید کاری کرد خیلی زود!
پایان

پ.ن: در آینده بسیار صریح‌تر خواهم نوشت ولی جون من اگه خیلی تابلوبازی‌ه دیگه ادامه ندم!‌ D:

Dial-Up ۱

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۱م, ۱۳۸۶

۱- به سلامتی به خونه جدید نقل مکان کردیم، اسبابکشی سختی بود(فرض کنید تو دمای ۱۰درجه زیر صفر بخوای کارتونها رو ببری طبقه سوم!)، به محض دخول به خانهی جدید عزم بر گرفتن اشتراک اینترنت گرفتیم، گفتن تا یه هفته دیگه وصل میشه این یعنی تا اون موقع سلام دایلآپ!! به هرحال هنوز که خونه بهم ریختهس و شتر با بارش گم میشه اینجا. راستی از تعطیلات چه خبر؟ الکی الکی ۴روز مملکت تعطیل شد رفت.

۲- فکر کنم که دیگه فهمیدید که نویسنده این وبلاگ شباهتهای بسیار زیادی به آفتابپرست یا بوقلمون داره! از اون موقعی که شروع کردم به وبلاگنویسی تقریبا ۱۰-۱۲ تا تم عوض کردم. دیگه چه کنیم شاید بشه اسمشو گذاشت تنوعطلبی. شما به بزرگی خودتون ببخشید.

۳- احتمالا در آینده نزدیک سبک نوشتنم رو تغییر خواهم داد.

۴- به نظر شما آیا نویسنده این وبلاگ تعطیل نیست؟!

۵- دارم Geek Mafia-Mile Zero رو میخونم، برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ جادی مراجعه کنید.

۶- موضوعی رو میخوام مطرح کنم با عنوان “دختران خوب، پسران بد” به نظرتون در باره چیه؟!

۷- احتمالا این گوشی عزیز رو میخوام عوض کنم، خودم Nokia 3510 رو در نظر دارم، متخصصین کمک کنند.

۸- به شدت از کمبود موجودی به نام «دوست» رنج میبرم، یکی بیاد با من دوست بشه!!!!

۹- دیگه مزاحم نمیشم.

۱۰-خداحافظ.

۰۰۲۶۸۴۱۲۵۹۶

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۱۴م, ۱۳۸۶

اگر زمانی، دو پسر با موهای دم اسبی ،
تی شرت بنفش و شلوار لی برمودا ،
ابروهای برداشته ،
مژه های ریمل زده ،
لپ های سرخ و لب های صورتی ،
دست در دست هم مشاهده کردید
این شمایید که در اشتباهید، در ایران g a y وجود ندارد!
فقط نمیدونم این آدمایی که برای دستگیری این افراد مامور شدن، خودشون رو سر کار گذاشتن یا ملت رو!

+عینا از این وبلاگ کپی‌شده من بی تقصیرم!