تا این لحظه 212 نفر مشترک اینجا شده‌اند٬گرچه چیز به‌درد بخوری به دست‌شان نمی‌رسد!

آرشیو برای بهمن, ۱۳۸۶

بنیاد خیریه مهرجویی

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۳۰م, ۱۳۸۶

صبح از خواب پا میشید و بعد از تناول صبحانه، به سمت محل کار، دانشگاه، مدرسه و…(کلا فرقی نمیکنه، مهم اینه از خونه میرید بیرون!)، سر راهتون بساط یه سی‌دی فروش توجه‌تون رو جلب میکنه، ظاهرا داره دعوایی شروع میشه! جلوتر میرید تا سر دربیارید چه خبره؟ دو نفر رو میبینید که مشغول جروبحث هستند:

- عزیز من مشکل اینجاست که شما اصلا نمیدونید، کپی‌رایت چیه؟!
- آره، من نمیدونم اینی که تو میگی چیه! ولی حالا تو که میدونی چیه، کجا رو گرفتی؟!!

———

نمیدونم توجه کردین یا نه هر چند وقت یه بار، یه چیزی توی وبلاگستان مُد میشه که در مورد مطلب بنویسی(!) و ظاهرا الان سنتوری رو بورسه، اومدم که با این عقل ناقصم یه سری جمله جور کنم در این مورد که به دو سه‌تا مطلب جالب برخورد کردم. اولیش مطلب مهرداد بود که در پاسخ به کامنت‌های مطلب قبلی‌ش بود، مهرداد در جایی از این مطلب‌ش میگه:

آهای آقایی که میای میگی این دزدیه، شما لطف کن برو اول پول اون ویندوز ۲۰۰ دلاری و آنتی ویروس ۱۰۰ دلاری و هزار برنامه کوفت و زهرمار دیگه ای رو که نصب کردی بده بعد بیا اینجا منو ارشاد کن.
گاهی اوقات یه کم واقع بینی هم بد نیست. اگه قراره کپی رایت رو رعایت کنیم بهتره تو همه زمینه ها رعایت کنیم نه اینکه تا وقتی صحبت لو رفتن یه فیلم یا آهنگ ایرانی شد ادای آدمای با فرهنگ و متشخص رو در بیاریم

دومین مطلب جالب، نوشته رضا هاشمی بود که دلایلی رو برای نریختن پول به آن حساب کذایی بود:

یکی اینکه به نقل از کارگردان گقتند که خرید و دیدن این فیلم شرعا حرام است ! من از این استفاده های ابزاری از این موضوعات بدم میاد. اگر از این نگاه شرعی بخواهی به فیلم سنتوری نگاه کنی به نظر من نمره مردودی میگیره!

دوم اینکه به نظرم این حرکت از یک کار صنفی و مردمی میتونه تبدیل به یک کار سیاسی بشه و مورد موج سواری قرار بگیره و بعضی سایتها و رسانه های سیاسی این حرکت مردمی را به نام خودشون بزنند.

سوم اینکه اصلا با این مدل پول شویی که اگر اینقدر پول به فلان حساب بریزی کار بی اشکال میشه وگرنه نمیشه مخالفم.

چهارم اینکه آقای داریوش مهرجویی و فرازمند که این حساب مشترک را باز کرده اند گفتند که ما به این پول احتیاج نداریم و احتمالا (؟) صرف امور خیریه میکنیم. خوب اگر واقعا اینجور باشه ترجیح میدم خودم تصمیم بگیرم پولمو صرف چه کار خیری بکنم.

در انتها اینکه آقایان اگر واقعا به فکر پول و گیشه نبودند صحنه های نیمه بازاری و گیشه ای فیلم را حذف می کردند و یک فیلم تمام عیار می ساختند و الان هم با افتخار چنین صحبتی میکردند.من از این ژستهای فرهنگی (به قول آقای مهرجویی) خوشم نمیاد.

واقعا اگر پول براشون مطرح نبود چرا با این عجله حساب مشترک باز کردن؟
می تونستن حساب هرموسسه خیریه ای را اعلام کنند.
یا چندین راه دیگه!
خدا و خرما که با هم نمیشه!
هم ما پول نمی خواهیم هم به ما پول بدید!

و اما سومین مطلب جالب، نوشته خوب فواد بود:

و اما حرف آخر همان حرف اول است. وقتی کپی‌رایت جهانی را قبول نداریم همه دزدیم. مگر شما کارگردان‌ها همه فیلم‌های مطرح جهان را از سایت آمازون می‌خرید؟ شرع و فرعش بهانه است.

———–

و اما سخنان قصار اینجانب: کلا من با این حرف جناب مهرجویی مشکل دارم که «خریدن این فیلم شرعا حرام است!» والا من که هنوز فیلم رو ندیدم، ولی اون‌جوری که بوش میاد این فیلم کلا با شرع و اینا رابطه خوبی نداره وگرنه برادران دلسوز وزارت ارشاد، بهش مجوز میدادن دیگه نه؟!

- دوم اینکه، آقای مهرجویی و اون‌یکی آقا که اسمش رو یادم رفت(!)، اگه شما به اون پول احتیاج نداری واسه چی رفتی حساب مشترک باز کردی، اگه پول رو میخوای واسه خیریه بیا من خودم بهت صدتا جا نشون بدم که خودشون بنیاد خیریه‌ان دیگه چرا دوباره‌کاری کردی؟! ببینم اصلا مگه ما خودمون اینجوری هستیم(الان دقیقا ژست یه آدم کج و کوله رو تصور کنید!) که بریم به بنیاد خیریه کمک کنیم، به نظرم اگه شما بری همون فیلم‌تو بسازی بهتره برادر من!

- سوم اینکه اگه شما یه مدرکی بیاری که فیلم‌های هالیوودی که میبینی رو قانونی تهیه میکنی، ما نوکر شما هم هستیم میریم پول میریزیم به حسابت برای خیریه!!

- چهارم اینکه اصلا خودتو با من چیکار داری؟

- پنجم این‌که کی یه نسخه کیفیت آینه از سنتوری سراغ داره بریم بخریم، لطفا در صورت اطلاع محل دقیق دست‌فروش مربوطه رو ذکر کنید.

- ششم اینکه آقای مهرجویی چه خبر؟!

پ.ن۱: کلا کسی به دل نگیره!
پ.ن۲: من کشته این کامنت وبلاگ مهردادم: لینک

ورژن۱۷ در لیست وبلاگهای داغ چکار میکنه؟!

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۷م, ۱۳۸۶

آرش کمانگیر اخیرا لیست ۱۰۰وبلاگ داغ وبلاگستان رو در قالب پروژه دیدیش منتشر کرده.(اطلاعات بیشتر در وبلاگ کمانگیر) واسم خیلی جالب بود که اسم وبلاگ خودم رو توی این لیست ۱۰تایی ببینم(البته وبلاگ قبلی روی وردپرس.کام) . وبلاگ من در رده ۴۹ قرار داره! باعث افتخارم‌ه که در بین ۱۰۰وبلاگ/وبسایت داغ وبلاگستان قرار دارم.
پیوست۱: وبلاگ پارسیش در رده ۳۹ و وبلاگ مگاآی‌تی در رده ۱۹ قرار داره.
پیوست۲: نمیدونم چیه مطالب من اینقدر جالب بوده؟! D:

آرسنال-منچستر

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۷م, ۱۳۸۶

الان ساعت ۸:۴۵ دقیقه‌ست . شبکه ۳ میخواد بازی آرسنال-منچستر رو پخش کنه از سری رقابت‌های FA Cup. توی این پست گزارش تقریبا لحظه به لحظه این بازی رو مینویسم(خودم میدونم ابزارهایی برای این کار هست ولی حال تست کردن‌شون رو ندارم D: )

[ شروع بازی ]

آپدیت یک : دقیقه‌های اول بازی‌ه و هر دو تا تیم تقریبا با ترکیب‌های عجیب و غریب اومدن. آرسنال آدبایور رو نداره و منچستر رونالدو و اسکولز و توس! فردوسی‌پور هم گزارش‌گره!

آپدیت دو : دقیقه ۱۱ بازی‌ه، منچستریا دوتا کرنر خطرناک داشتن که نتونستن ازش استفاده کنن. تقریبا میشه گفت منچستر سرتر بوده، همین الان هم گالاس یه اشتباه خیلی بد کرد و نزدیک بود آرسنال گل بخوره! مثل اینکه لمن روز خوبشه!

[دقیقه ۱۶] - منچستر یک - آرسنال صفر (زننده گل : وین رونی)

آپدیت سه : بالاخره این کرنرها کار دست آرسنال داد، یک اشتباه بچه‌گانه از جاستین هویت، باعث شد که وین رونی با یه هد راحت گل بزنه، آرسن ونگر باید فکری به حال خط دفاعش بکنه!

[دقیقه ۲۰] - منچستر ۲ - آرسنال صفر (زننده گل : درن فلچر)

آپدیت چهار : عجب بازی‌ه ! باز هم این هویت سوتی داد، و باز هم ضربه سر، دیگه دارم از آرسنال نا امید میشم! هنوز فابرگاس رو تو بازی ندیدم!

آپدیت پنج : دقیقه ۳۲ست! بعد از دوتا گل منچستر بازی تقریبا آروم شده، البته باز هم آرسنالی‌ها یه کم سردرگم هستند، جالبه که منچستر چندتا از بازیکن‌های اصلی‌ش رو نداره. تا این لحظه بدترین بازیکن زمین گالاس بوده به نظرم!

[دقیقه ۳۸] - منچستر ۳ - آرسنال صفر (زننده گل : نانی)

آپدیت شش: اصلا انگار آرسنالیا پول گرفتن گل بخورن! خیلی خیلی راحت دارن گل میخورن! منچستر داره غوغا میکنه، به قول فردوسی‌پور «آرسنال نمی‌بازه، اگه هم می‌بازه تحقیرآمیز می‌بازه!!» بدون شک منچستر حق برد رو داره!

[پایان نیمه اول] : بازی با احتساب یک دقیقه وقت تلف‌شده تموم شد، منچستر فوق‌العاده بود و آرسنال افتضاح! با اینکه یه آرسنالیم(!) ولی بازی منچستر واقعا بهم چسبید، یک فوتبال دیدنی و کلاسیک. بدترین بازیکن نیمه اول به نظرم گالاس و هویت بودن و بهترین‌ها هم کل منچستر! جالبه که نیمه اول اصلا خطای آنچنانی نداشت و بالطبع هیچ کارت زرد و قرمزی هم نداشت. امیدوارم نیمه دوم اینقدر یه‌طرفه نباشه!

 

شروع نیمه دوم

آپدیت هفت : از همون شروع نیمه دوم، باز هم منچستر حمله‌هاش رو شروع کرده، مثل اینکه میخوان آرسنال رو شش‌تایی کنند! D: ظاهرا هیچ تعویضی هم انجام نشده…
آپدیت هفت-یک : «ابوئه با لگد میره تو شکم اورا !!»، داور به طور مستقیم ابوئه رو اخراج میکنه، دیگه کار آرسنال داره وخیم میشه! دیگه میشه گفت آرسنال بازنده‌ست ولی هنوز تعداد گل‌ها معلوم نیست! D:

آپدیت هشت : دقیقه ۶۵ه! آرسنال باید سه‌چهر تا گل دیگه میخورد که واقعا شانس آورد، احتمالا بازیکنای آرسنال یاد تیله‌بازی بچگی‌شون افتادن!

آپدیت آخر : متاسفانه به دلیل قطعی برق از دقیقه ۶۵ به بعد رو از دست دادم، ولی ظاهرا بازی ۴-۰ به نفع منچستر تموم شده! یک نتیجه شیرین برای منچستر و یک افتضاح برای آرسنال!

چهارمین سینگل لینکین‌پارک

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۷م, ۱۳۸۶

توضیح: احتمالا اونایی که مطالب این وبلاگ رو دنبال میکنند متوجه علاقه موسیقایی من شدند، لینکین پارک و دیگر هیچ! لذت گوش دادن به آهنگ‌های این گروه رو با هیچ خواننده دیگری عوض نخواهم کرد و اینا . القصه شاید با وبلاگ Projekt Revolution آشنا باشید که کمابیش اخبار لینکین پارک رو توش می‌نوشتم، حالا به حضور انورتون عارضم که تصمیم گرفتم اون‌جا منتقل بشه به این‌جا ! یعنی اینکه اونجا تعطیل میشه و از این به بعد مسائل پیرامون لینکین پارک اینجا نوشته میشه. همین!

- چهارمین سینگل از آلبوم Minutes To Midnight با عنوان Given Up قراره فردا(یعنی ۱۷فوریه) منتشر بشه، ویدئوی این آهنگ هم احتمالا چند روز بعدش منتشر خواهد شد. بعد از انتشار این سینگل برای دانلود توی همین وبلاگ میذارمش که اگه دوست داشتید دانلودش کنید.

یه توضیح هم در مورد کپی‌رایت و اینا بدم : ببینید چون ما در کشور گل و بلبل زندگی میکنیم، به هیچ وجه دسترسی مستقیم به آلبوم‌های هیچ گروه و خواننده‌ای رو نخواهیم داشت، پس لطفا توی این یه مورد به کپی‌رایت آهنگ‌ها گیر ندید و گرنه من مخلص هرچی کپی‌رایت هم هستم! :)

مرتبط: لینکین‌پارک ۱  |  لینکین‌پارک ۲

ایران کجاست؟!

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۶م, ۱۳۸۶

اول این مطلب رو بخونید، اگر هم نخواستید بخونید، اشکال نداره خودم نقل‌ش میکنم(!):

خیلی جالبه که وقتی داری با یه امریکایی حرف میزنی و ازش میپرسی “تو که مشکلی با ایرانیا نداری؟ آخه من ایرانیم” برگرده بهت بگه “ایران؟ ایران چیه؟!” …

اونقدرا هم که میگن شناخته شده نیستیم… آخه کی به جهان سوم اهمیت میده؟ یا به قولی… کشور های رو به توسعه!!

قبلا هم یه چیزهایی در مورد اینکه بعضی از مردم غرب(خصوصا امریکا)، کشورهای دیگه رو فقط در حد کانادا و اینا میدونند شنیده بودم، اما فکر میکردم، که اینا هم حرفایی که یه سری مخالف درآوردن، تا تقریبا ۱سال و نیم پیش. از قضا همینجوری شانسی آی‌دی یه آقای ۲۳ساله رو از توی یکی از سایت‌ها پیدا کردم، که برای پشتیبانی از سایت‌ش گذاشته بود و گفته بود اگه مشکلی داشتید میتونیم با هم در مورد مشکل‌تون صحبت کنیم. البته من مشکلی با مطالب سایت‌ش نداشتم چون از موضوع‌ش هم زیاد سر در نمیاوردم(موضوع‌ش در مورد گوشی موبایل و اینا بود).
سرتون رو درد نیارم ما شروع کردیم با چت کردن با این آقای محترم و کار کشید به پرسیدن محل سکونت و آدرس دهی. اون می‌گفت توی ایالت تکزاس توی یکی از شهرهای کوچیکش زندگی میکنه. ولی وقتی من گفتم توی ایران و توی تهران زندگی می‌کنم، با تعجب گفت:

ایران؟ دقیقا کجاست؟!!!

باورش برام سخت بود که ما که این همه توی بوق و کرناییم و مدام صحبت‌های سیاسی(امنیتی!) دنیا پیرامون ماست، چطور یه شهروند امریکایی(تازه از نوع تحصیل‌کردش) نمیدونه ایران کجاست. به نظرم در این یه مورد خاص مشکل از ما نیست، شاید امریکایی‌ها زیادی دیگه خودشون رو سرور دنیا میدونند و فکر میکنند که دنیا فقط امرکاست، البته شاید!
پ.ن: جالبه بدونید که وقتی به ایشون گفتم که همسایه افغانستان و امارات هستیم تازه یه که دوزاری‌ش به سمت پایین حرکت کرد! D:

اولین پست‌ها

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۵م, ۱۳۸۶

همیشه اولین‌ها خیلی واسم جالب بوده، امروز به سرم زد برم اولین پست‌های بعضی بلاگرها رو بخونم چیزهای جالبی تونستم پیدا کنم:

محمدحسین مزیدی(وبلاگ اول) :

سینما ۱ هواشناس را گذاشته بود.چقدر غریب است وقتی که توانایی انجام ساده ترین کارها را هم نداریم!!
چرا در حال حاضر در ایران توجهی به social networking هایی مثل my space ,facebook,bebo,…نمی شود؟چرا دوباره انقلاب ارکاتی نداریم؟ احساس هواشناس دیشبی را دارم.کسى که درس ای تی نخوانده ولی وبلاگ میزند و می خواهد در زمینه IT مطلب بنویسد.حتما در زندگی خصوصی نیز همانقدر موفق هست!!

علیرضا مجیدی : (با تذکر حضرتش تصحیح شد!) :)

بد نیدم یکی از پستهای این وبلاگ را ترجمه کنم و اینجا بگذارم.

 

 

تناسب نداشتن رشته پزشکی را با روحیاتتان نمی توانید درک کنید مگر اینکه در آن درگیر شده باشید و آن را تجربه کرده باشید که معمولا لازمه آن صرف سالها وقت و هزینه کردن مبالغی کلان است.
دانشگاه سانتا کلارا به دانشجویانش کمک می کند تا مدتها پیش از زمانی که حتی وارد دانشکده پزشکی شوند ، دریابند برای این رشته ساخته شده اند یانه .به این منظور کسانی که تمایل به رشته های پزشکی دارند در این برنامه همراه پزشکان ،پرستاران ، مددکاران اجتماعی و مدیران اقتصادی بیمارستانها می شوند.

آنها تولدها و مرگها را از نزدیک می‌بینند .یاد می‌گیرند چگونه یک کاتتر را بردارند و یا باد گلوی شیرخواری را بگیرند.آنها سکوت دور و بر یک بیمار را در آخرین ساعات زندگیش هنگامی که کشیش بر بالینش حاضر می‌شود مشاهده می‌کنند و از نزدیک مشاهده می کنند چگونه بیمارستانها می توانند از نظر مالی خود را سرپا نگاه دارند.

آیا واقعا لازم است به دانشجویان کمک کنیم تا بدانند برای پزشکی ساخته شده اند یا خیر؟آیا تازه واردان به دنیای پزشکی با این برنامه می توانند دریابند که کاندیدهای مناسبی برای پزشکی هستند؟

بیشتر پزشکانی که با انها بوده ام به من گفته اند که حتی تا حالا که پزشک شده اند نمی دانند واقعا به چه منظوری برای این رشته ثبت نام کرده‌اند.من به جرات می‌توانم بگویم که زندگی اکنون آنها با آن زندگی شکوهمندی که انتظارش را داشتند تفاوت عمده‌ای دارد.آنها استرس زیادی دارند و گاه با صحنه های منزجرکننده‌ای مثل سرازیر شدن “مکونیوم” روی کفشهایشان مواجه می‌شوند.

پزشکی بزرگترین کار دنیاست و هر روز این رشته چالش‌برانگیزتر از گذشته می‌شود.به هرحال من دوباره سوالم را مطرح می‌کنم.آیا واقعا سختیهایی که برای این حرفه باید قبول کنیم را درک کرده‌ایم یا توقعات جامعه ما را کور کرده است.والدینم همواره به من می‌گفتند که چقدر دکترها فوق‌العاده هستند ولی هیچ‌وقت به جزئیات توجه نمی کردند.

ولی باید بدانید پزشکی همیشه خسته کننده نیست.استادانم را در داشکده پزشکی به یاد می آورم که کارشان را دوست داشتند حتی هنگامی که با ترشحات بدن بیماران مواجه می‌شدند.استادانم همواره حتی هنگامی که خسته و آشفته بودند الهام بخش من بودند که مبدل به بهترین پزشک، حتی بهترین پزشک در طول تاریخ شوم.

وقتی دوران دستیاریم را به یاد می آورم ساعات محدودی را به یاد می آورم .ساعاتی که احساس می کردم کفایت لازم را برای درمان بیمارم ندارم یا لحظه هایی را که سینه بیماری را ماساژ می دادم با اینکه می دانستم یک جای کار اشکال دارد.اوقاتی را که برای نوشتن اردر استامینوفن نیمه شب بیدارم می کردند و زمانی را که با پرستاران بر سر اینکه چرا مرا برای نوشتن یک اردر به این سادگی بیدار کرده‌اند ، شوخی می‌کردم.

دوسن دارم دانشجویان زمانهایی را که ما مجبوریم در کاری موفق شویم ولی شکست می خوریم را ببینند.کسانی که ما موفق می‌شویم به آنها کمک می کنیم ما را به عنوان یک قهرمان به یاد خواهند آورد.کسانی هم که موفق نمی‌شویم به آنها کمک کنیم به ما خواهند آموخت که بار دیگر چگونه موفق شویم.دوست دارم دانشجویان این لحظه ها را که ما در آن اسیب پذیر هستیم ببینند به خاطر اینکه همه پزشکی همین است.پزشک خلاصه و منتخبی از شکستها و موفقیتها است.

بالاخره آیا من توصیه می‌کنم که متقاضیان ورود به رشته های پزشکی قبل از ورود به دانشگاه زمانی را با پزشکان واقعی همراه شوند؟

این کار یهترین جیزی است که مسئولان تا به حال انجام داده‌اند.

مهدی حکیمی :

ساده تر از آب پیچیده در تن شب
رویای هر شب من پیچک عشق و جنون

یوسف منیری : (بنا به تذکر حضرتش تصحیح شد!) :)

وب‌لاگ‌ها و وب‌سایت‌های متعددی راه‌حل فارسی‌کردن صفحه‌کلید در ویندوز را ارائه داده‌اند، مثل این راه‌حل. خوب است اما کامل نیست. چون در این‌حالت برای نوشتن حروف پ و ژ مشکل خواهید داشت. در استاندارد یونی‌کد برای حرف ژ باید ترکیب Shift+C و برای حرف پ کلید \ را بزنید. ابتدا طبق همین راهنمایی عمل کنید. سپس این فایل ( Kbdfa.dll ) را دانلود کرده و در جایی مثل درایو :C ذخیره و از حالت فشرده خارج کنید ( درایو :C جایی‌ست که ویندوز درآن نصب شده است ). فایل Kbdfa.dll در واقع اصلاح شده‌ی همان فایلی‌ست که در ویندوز XP به صورت پیش‌فرض برای فارسی‌کردن صفحه‌کلید وجود دارد. در مرحله‌ی بعد، رایانه‌تان را تحت Safe Mode and Command Prompt مجددا راه‌اندازی کنید. حال به Root درایو :C رفته و در خط‌فرمان دستور زیر را تایپ کنید:copy kbdfa.dll c:\windows\system32\kbdfa.dll

 

 

 

 

 

ویندوز فایل Kbdfa.dll را به‌صورت پیش‌فرض دارد، پس Overwright را تائید کنید و رایانه‌تان را مجددا راه‌اندازی کنید. از این‌به‌بعد با خیال راحت می‌توانید کلید پ را بزنید و کاملا فارسی‌تر بخوا

رضا مقدری :

خداوندگار رو هزار بار شکر بالاخره این وبلاگ راه افتاد :). دفعه ی اولی که Update Blog رو روی Blogsky راه انداختم و شروع کردم به نوشتن همه چیز مرتب جلو میرفت تا اینکه وبلاگ هک شد. بعد هک شدن وبلاگ و نابودی کل آرشیوش اول تمایلی به ادامه کار نداشتم ولی بعد که خواستم شروع کنم به نوشتن شرایطی پیش اومد که امکان نوشتن برام مهیا نبود و نتیجه اینکه وبلاگ بازهم تعطیل شد.

 

 

اما از قدیم گفتن تا سه نشه بازی نشه پس بنده هم آپدیت بلاگ رو خیلی محکم تر و جدی تر از دفعات قبلی اینجا راه اندازی کردم٬ ایشالا که دیگه مشکلی پیش نیاد و اینجا هم هر چه سریعتر به روزای اوج برگرده٬ دوستان هم اگر همراهی کنند ولینکهایی که به آپدیت بلاگ دادند رو اصلاح کنند ممنون میشم. از همه ی کسانی هم که تا امروز این وبلاگ و همراهی کردن خیلی خیلی ممنون هستم ایشالا مطالب به کارشون بیاد و بازم همراهیش کنند :)!

نیما اکبرپور :

خوب… ما هم خلاصه تونستیم به وبلاگ واسه خودمون درست کنیم. بعد از چند روز سر و کله زدن با Blogger عزیز رخصت ورود به این دنیا رو به ما دادند. خلاصه تونستم یه گوشه دنجی واسه خودم پیدا کنم.

 

 

نمی‌دونم… نمی‌دونم اینجا رو چند نفر می‌بینه ولی خوب شاید بتونم اینجا رو طوری درست کنم که مثل درختی باشه توی تابستون که بتونم خستگی رو این تو از تنم بیرون کنم.
ای کاش همینجوری بشه.

خیلی جالبه، جناب مزیدی که از همون اول گیر داده بوده به فیس‌بوک و جناب مجیدی هم که از همون اول شروع کرده بوده تولید محتوا ! D:
پ.ن: اگر من در بیان کردن اولین پست‌های این عزیزان اشتباه کردم، تا این مطالب اولین پست‌شان نیست بگویند!

[ادامه دارد]

ولنتاین

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۴م, ۱۳۸۶

روز ولنتاین هم که بالاخره اومد، البته یه عده میگن که این روز واسه اجنبی‌هاست و ما نباید این روز رو گرامی بداریم و اینا:

آیا بهتر نیست به جای ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمی‌آید، اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزین کنیم؟

خوب از یه نظر راست میگن، در این ما کلا نباید از دیگران تقلید کنیم شکی نیست ولی وقتی ما روزهایی مثل همین ولنتاین رو داریم و اصلا بهش اهمیت نمیدیم یا بعضی‌ها نمیخوان که بهش اهمیت بدیم به نظرم باید با یه همچین روزهایی پیش بریم. البته من زیادم با بزرگداشت یه همچین روزهایی که این خانم گفته موافق نیستم(!) دلایل‌ش زیاده اگه شد در یک پست جدا توضیح میدم. ولی در کل ولنتاین‌تون مبارک !
پیوند: زیباترین هدیه ولنتاین تقدیم به پروین اردلان و همه زنان زیبای ایران

دانلود: Valentine’s Day - Linkin Park