■ از اونجایی بنده خیلی به شکمم اهمیت نمیدم، سرکار مریم دعوتمان کردهاند به بازی شکمپرستانهی هله هوله! بدین وسیله دعوت را لبیک گفته و با نام خدا شروع میکنم:
اصولا هر چی ترشی باشه، مورد عنایت و پسند اینجانبان قرار خواهد گرفت، از تمبر هندی، آلوچه و لواشک گرفته تا قره قروت و گوجهسبز و از این چیزا. جدیدا هم معتاد ایستک شدهایم فرقی هم نمیکند چه مزهای باشد جنس باشد بد و خوبش را زیر سبیلی رد خواهیم کرد! حال اگر در این بین چیپسی هم ترجیحا از نوع چیتوز بود به دیده منت میپذیریمش.
تازه مادرمان هم گندم را ابتیاع کرده و بعد از خیساندن در آب به اصطلاح بویش میدهد در ماهیتابه، آی خوردن دارد در هنگام بیکاری و علافی پای کامپیوتر! برنج را نیز گاها اینکار را میکردند، (ولی حال که با این قیمت برنج باید خواب آن برنج بودادهها را ببینیم، باشد که به گندم راضی شویم)!
دیگر اینکه نوعی شیرینی خانموالده اینجانبان درست میکنند آی بیا و بخور! بلعیدنش لذتی دارد وصفناشدنی. شیرینی ناپلئونی را هم بدمان نمیآید هر چند فقط یکبار یک تستی بزنیم برای تغییر ذائقه! همین!
■ باشد که خدا به راه راست هدایتمان کند انشاالله.
۲۵ اردیبهشت ۸۷
توسط maryam در اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۷