تا این لحظه 212 نفر مشترک اینجا شده‌اند٬گرچه چیز به‌درد بخوری به دست‌شان نمی‌رسد!

امروز چرا حس شب را تداعی می کند؟
امروز چرا یک جای کار می لنگد
امروز چرا این قدر درهم و گرفته ام ؟
هر آنچه پشت سر نهاده ام پریشانی بود و دیوانگی
نمی دانم که اول با چه بود که پریشانم کرد
یا فشار زندگی از کجا سرچشمه گرفت
اما می دانم چه گونه حسی است
اینکه صدایی در پشت سرم باشد
همچون صورتک درونم
صورتکی که هرگاه چشمانم را می بندم ، بر می خیزد
صورتکی که هر لحظه دروغ مرا مشاهده است
صورتکی که با هرگام سقوط من می خندد
(و ناظر بر همه چیز است)
بدین سان می فهمم که شناور بمانم کی غرق می شوم
صورتک ، درونم را می شنود
درست زیر پوستم
همزاد من است پریشان در جستجوی همه گذاشته ام
همچون گردی بادی در ذهن من می چرخد
عین خودم ، نمی توانم ندای درونم را باز دارم
همچون صورتک درون ، درست زیر پوست ام
می دانم صورتکی درونم هست که
همه لغزش هایم را گوشزد می کند
تو همه درون خود صورتکی داری و
شاید که پریشان تر از احوال دل من باشی
نمی دانم اول بار چه بود که مرا از حرکت انداخت تنها می دانم که از پا افتادم
همه طوری رفتار می کنند انگار نمی توانم عمل تو را معنا ببخشم اما
هر کس درون خود صورتکی دارد
صورتکی که هر لحظه دروغ هایشان را بیند
صورتکی که با هرگام سقوط شان می خندد
(و ناظر بر همه چیز است)
بدین سان می فهمم که شناور بمانم
کی غرق می شوم
صورتکم درونم را می شنود
درست زیر پوستم

خورشید غروب می کند
نور هم به من خیانت می کند
حس می کنم روشنایی هم به من پشت می کند

(دانلود : تکه کاغذ)



۲ نظر برای تکه کاغذ

ذکر منبع نداشت ؟؟
از کجا اوردین این ترجمه رو که بدون ذکر منبع گذاشتین؟؟

Papercut معنی تکه کاغذ نمیده … زخمی که از برش کاغذ ایجاد میشه و خیلی هم سوزناکه رو Papercut میگن.

چیزی می‌خواهید بگویید.