و این وبلاگنویسان بیسواد!!
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷■ نکتهای که باعث شد که این مطلب رو بنویسم٬ بحثی بود در فرندفید که به نظرم کمی بی نتیجه موند. این بحث از این مطلب زهرا اچبی در فرندفید شروع شد٬ اون گفته که :
جان من اینقدر ترجمه نکنید! کمی هم از خودتون بنویسید!بعضیا دیگه شورشو در آورن! بابا دیگه لایف هکر و تک کرانچ رو همه میخونن! شیرم حتی نمیخواد!
۱) در اینکه زهرا میگه لایفهکر و تککرانچ رو همه میخونن کمی شک دارم٬ و فک میکنم که تعداد زیادی از وبلاگنویسای ایرانی ایندوتا وبلاگ و وبلاگهای مشابه رو(اگه بخوام کمی اغراق کنم) حتی نمیشناسند! البته در این بین تعداد بسیار زیادی هم هستند که آشنایی کاملی با این وبلاگها دارند ولی به دلایلی علاقهای به دنبال کردن مطالبشان ندارند(که شاید دلیل این بیعلاقگی هم وجود وبلاگهای آیتی فارسی باشد.)
۲) اما عدهای هم هستند که با اینچنین وبلاگهایی آشنایی دارند و مشترک فیدشون هم هستند٬ اما به دلیل حجم بالای مطالبی که اینجور وبلاگها در طول روز منتشر میکنند٬ شاید خواندن همه این مطالب برای تعدادی از دوستان کمی کسلکننده باشه٬ پس به نظرم وجود وبلاگهای برای ترجمه کردن مطالب تاپ این وبلاگها حیاتی است.
اما این بحث با این مطلب دکتر مزیدی ادامه پیدا کرد٬ مزیدی عزیز گفت:
یک سوال: اگر تککرانچ و لایف هکر رو همه میخونن پس چرا سواد وب ۲یی بسیاری - تاکید فراوان میکنم- بسیاری از وبلاگنویسان ما - و حتی وبلاگنویسان قدیمی ما- اینقدر پایین است؟؟ شاید اصلا خوانده نمیشود یا درست خوانده نمیشود.
بهشدت با این حرف دکتر موافقم. چرایی این موضوع هم برمیگرده به استفاده بسیار کم و حتی ناچیز وبلاگ نویسان ایرانی علیالخصوص وبلاگنویسان قدیمی و معروفتر از وبسایتهای وب دویی. ببینید وبلاگهای بزرگ آیتی دنیا روزانه مطالب بسیاری را در مورد دو سرویس توییتر و فرندفید مینویسند٬ حال اگر وبلاگنویسان بزرگ و قدیمی ما خواننده این وبلاگها بودند مطمئنا برای تست هم شده سری به این دو سایت میزدنند تا لااقل موضوع کلی دستشان بیاید!
اما من این حرف زهرا رو نمیفهمم که «وبلاگهای آیتی نیاید مطلب تکراری بنویسند». همونطور که مزیدی گفت:«ولی تصور کنید وقتی پرسپولیس برنده میشود چند نفر تکراری مینویسند. وقتی انتخابات میشود چند نفر تکراری مینویسند. خبر زلزله چین چطور؟ و…» این موضوع هنگام قهرمانی پرسپولیس بیشتر نمود پیدا کرد٬ عکسی از افشین قطبی شاید دهها بار مورد استفاده قرار گرفت و تمام مطالب هم اکثرا حاوی پیام تبریک بود!!
اما بهنظرم کمی بیانصافیست اگر بگوییم که تمام وبلاگنویسان آیتی ترجمه صرف انجام میدهند٬ گرچه خودم رو آیتینویس نمیدونم اما اگر بخواهم مطلبی رو از وبلاگی ترجمه کنم تمام سعی خودم رو میکنم که اون مطلب رو به نوعی بومیسازی کنم و یا حداقل نظر خودم و یا تجربهام رو در مورد اون مطلب ذکر کنم. فکر میکنم که اکثر دوستان هم همین طور هستند.
اما به این موضوع از جهت دیگری هم میشود نگاه کرد٬ مطمئنا تمام وبلاگهای آیتی مانند عصرونه یا یکپزشک وبلاگ مزیدی معروف نیستند٬ درحال حاضر وبلاگهای بسیار خوبی(که تعدادشون هم کم نیست) وجود دارند که توسط عدهی بسیار کمی خوانده میشوند. با توجه به کمکاری وبلاگهای معروفتر در این چندوقت به نظر میآید٬ اگر که تنها یک وبلاگ(که احتمالا هم جز همان کم خوانندهها هست) به پوشش یک خبر بپردازد شاید اون خبر به دلیل کمتوجهی اصلا دیده نشده و یک خبر جذاب و مهم سوخت شود. در حقیقت میشه اینجور گفت که ترجمه کردن یک مطلب به فارسی و منتشر شدن در یک وبلاگ به معنی خوانده شدن اون مطلب توسط تمام دوستان نیست. گرچه اعتقاد راسخ من بر این است که نوشتن تکراری یک مطلب نه تنها بد نیست بلکه میتواند در مهم جلوه دادن و جلب توجه خوانندگان و مخاطبان نقش مهمی رو بازی کند!
اما نکتهای خارج از بحث: این اواخر شاهد بحثهای زیادی در فرندفید بودیم که اکثرشون بدون نتیجه از سوی یکی از طرفین بحث بدون دلیل نیمهکاره رها شدهاند و در آخر هم به نتیجهای نرسیدهاند. شاید درست نباشد که بحثی و راه بیانداریم و بعد از چند پاسخ همینطور ابتر رهایش کنیم. بهتر از کمی منطقی برخورد کنیم و نظرات دیگران را با :)))) جواب نگوییم! (:
پ.ن: اگر میبینید که این مطلب کمی از لحاظ نگراشی مورد اشکال است٬ به بزرگی خود و بیسوادی بنده ببخشایید. (:
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۵:۰۱ ب.ظ
بحث های تحت وب همیشه نیمه کاره می مونه. بالاترین هم همین طوره.
من هم معتقدم اگر یک مطلب جایی نوشته شد دلیلی نیست که در جای دیگری نوشته نشه چون هر وبلاگی مثل مجموعه هایی می مونه که فقط در بخشی از مخاطبین با هم همپوشانی دارند و بسیاری از مخاطبینشون خاص آن وبلاگ هستند و به جاهای دیگه سر نمی زنند
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۵:۰۱ ب.ظ
ها
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۵:۰۱ ب.ظ
من موندم این خانوم کلانتره؟
جالبه هر جا هم بحث میشه ۴ تا :))) می زنه جواب هیچ کسو هم نمی ده.
این همونیه که می گفت کسی کار به کار من نداشته باشه منم کار به کار کسی ندارم حالا راه افتاده شوخی های بی مزه می کنه!
من موندم نوشته های آی تی نویسا چه ربطی بهش داره.آقاجون دوست نداری نخون وبلاگشون رو نبین مگه مجبورت کردن؟
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۵:۴۵ ب.ظ
من فقط بخش پرسپولیسش رو بگم که این کار رو قبل از قهرمانی هماهنگ کردیم با بچه های پرسپولیسی که اون عکسی رو میگی همه با هم بزاریم تا یک دست بشه و ربطی به بحث فعلی نداره , شما هم وقتی استقلال قهرمان جام حذفی شد عکس امیر قلعه نوعی رو بزارید سر در وبلاگاتون :))
در هر حال مخلصیم مهران جان
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ب.ظ
علت اینکه اون بحث خاص نا تمام موند چون داشت شلوغ میشد و تبدیل به دعوا.
جا برای یک بحث سالم نبود وگرنه من دلم میخواست واقعا در موردش بحث بشه.
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۸:۰۳ ب.ظ
ضمن اینکه اگه من کلانتر نباشم بدون شک پدرام ویسی کلانتر هستند:)
برای من عجیبه من که اصلا ایشون رو نمی شناسم و تا به حال مستقیما کنتاکتی با ایشون نداشتم علت این نظرات مغرضانه شون چیه؟
من واقعا با این آدم هیچ مشکلی ندارم. چون اصلا نمی شناسمشون. کمی تعجب میکنم گاهی اوقات از نظراتشون؟
۱۰ خرداد, ۱۳۸۷ در ۸:۰۵ ب.ظ
ضمن اونکه اون بحث واقعا جدی بود و چیزی که ایشون “شوخی های بی مزه” می نامند نبود! اما یک دفعه ای شلوغ شد و لحن جدی گرفت من گفتم بهتره بی خیال بحث بشم. ما هرچی نگاه میکنم هیچ کجای بحث شوخی نبود؟!
۱۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱:۱۱ ق.ظ
با این مطلبت کلی حال کردم. دست مریزاد!
۱۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۲:۱۰ ق.ظ
زهرا خانم من موندم شما چه کاره ای که هر جا می رسی به یکی گیر میدی؟
یکی از بحث ما هم قبلا این جا بوده : http://friendfeed.com/e/c7f3b269-6aa1-4978-936f-f8d8fddad6a8
جهت یادآوری!
در ضمن شوخی های بی مزه شما در رابطه با این فید نبود.چند وقتیه مزه می ریزی هیچ کس هم هیچی نمیگه.در حالی توی همین لینکی که دادم اینو گفته بودی:
دلم میخواد در حاشیه باشم! یعنی نه کسی از من اسمی ببره نه منو به کسی بچسبونن و نه ایدیمو اونطوری تلفظ کنن
پس لطفا در حاشیه باش!
۱۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۲:۲۰ ق.ظ
اوه٬راستی ببخشید اسمتو آوردم.آخه گفتی بودی:
موافقم من حتی حاضر نیستم اسمم رو هم بیارن چه برسه به اون اصطلاح مسخره! خوشحالم یه نفر اینو بیان کرد! کسی که از خودشونم هست
این کسی که از خودشون هست هم فکر کنم همون دکتر مزیدی بوده که تو مافیای وبلاگ نویساست!!!
۱۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ق.ظ
سلام.
اوصولاً دختر ها .
تو هر چیزی که نقش داشته باشن تر می زنن بهش میره.
حتی وب.۲
۱۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۶ ق.ظ
به پدرام:
من اصلا اون موضوع رو فراموش کرده بودم!
بی خیال بابا!!!!
تازه فهمیدم تو کدوم هستی:))
ولی داری اشتباه می کنی کتگوری شوخی هایی که من بدم میاد توی همون لیست هست ها! منظورم اون نوع شوخیهایی هست که دقیقا هیچ یا اکثر خانوما خوشش نمیاد!
ضمن اینکه اصلا خوب نیست هرجا بحثی علیه من هست ازشون دفاع کنی:)
تیک ایت ایزی!
۱۲ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ق.ظ
چه خوب.من الان رفتم دور زمین چمن محل دور افتخار زدم که منو شناختی.واقعا افتخار بزرگی نصیبم شد! =))
تا جایی که من یادم میاد گفته بودی کسی کار به کار من نداشته باشه من می خوام در حاشیه باشم.بالا هم نوشتم.بد نیست اون کامنتا رو دوباره بخونی شاید حرفات دوباره یادت بیاد!!!
در ضمن ممنون از تذکری که دادی.من این قدر بیکارم بگردم کجاها بحث علیه ت هست ازش دفاع کنم.خانم عزیز مگه یکی دوتاست؟این جوری که شما خودتو عقل کل می دونی و هر چی میشه پست می زنی به یه عده گیر میدی این قدر بحث علیه ت هست که دفاع از اون ها هم کلی وقت می گیره.یه روز بالاترین٬یه روز آی تی نویسا٬یه روز…
بهتره روشت رو عوض کنی و سرت تو کار خودت باشه٬این قدر هم تو کار بقیه دخالت نکنی.
بازم تکرار می کنم.کسی مجبورت نکرده مطالب آی تی نویسا رو بخونی٬خوشت نمیاد وبلاگ های آی تی رو نبین.در ضمن کسی حق داره در مورد آی تی نویسی نظر بده که خودش آی تی نویس باشه!هر کسی می تونه کنار گود وایسه و نظر بده!
راستی من هم بودم فکر کنم به نفعم بود اون موضوع رو فراموش کنم!
——
مهران جان از این که این بحث تو کامنت هات باز شد معذرت می خوام!
۱۴ خرداد, ۱۳۸۷ در ۲:۰۱ ق.ظ
بحث بسیار جالب و مفیدی بود.
۱۵ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸ ب.ظ
به به چه آدمای با شخصیتی
۳۰ تیر, ۱۳۸۷ در ۴:۴۷ ب.ظ
[...] نویسا مطلب رو از وبلاگهای خارجی ترجمه میکنند. قبلا یه مطلب در این مورد نوشتم که پاسخی بود به صحبت زهرا. نمیدونم [...]
۳۰ تیر, ۱۳۸۷ در ۷:۵۰ ب.ظ
این خانم عادت داره که تو همه چیز دخالت کنه. این دخالت کردن اونقدر پیشرفته که حتی به کامنت گذارهای وبلاگ های دیگه هم گیر میده که چرا اینجوری نظر دادید. باید نظرتون مث من باشه. ببینید: http://www.zahra-hb.com/1387/04/29/who-is-war-s-criminal
گویا رفتارهای ج.ا داره رو همه تاثیر میزاره.