اندر احوالات گروه بالاتر از خطر!
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷■
اپیزود اول - خارجی - محوطه سبز پشت دفتر معاون
پسر شماره یک: خوب بیا این گوشی روشنه، بذار تو کیفت. حالا دیگه هرچیزی اونجا اتفاق بیفته ما اینجا میشنویم.
پسر شماره دو: آره هر وقتم دیدی دیگه موقعیت مناسبه یه سرفه بکنی ما با بچهها ریختیم تو!
دختر: اوکی!
اپیزود دوم - داخلی - راهروی ساختمان مدیریت[به سمت دفتر جناب معاون]
دختر: بچهها صدای منو میشوین؟!
پسر شماره سه: آره، خیلی هم واضح میشنویم. برو موفق باشی!
اپیزود شماره سه - داخلی - دفتر جناب معاون
معاون: بهبه خانم …. چطوری؟! بیا تو.
دختر: سلام. ممنون.
معاون: خب! بذار این پردهها رو هم بکشم آخه نور چشامو اذیت میکنه! چه خبرا؟!
دختر: والا سلامتی. اوووف چهقدر گرمه اینجا، پختم.
معاون: راحت باش! این کولر خراب شده هرچی هم به بچههای خدمات میگم بیان بهش نگا کنن پشت گوش میندازن.
دختر: ئه! میتونم راحت باشم چه خوب! راستی اون چیه اون گوشه؟!
معاون: فرشه! واسه خونه خریدم. میخوای ببینیش قشنگه یا نه؟!!
دختر: وای آره!
[فرش پهن میشود؛ تعدادی کوسن هم در بین آن وجود دارد!]
معاون: آره این کوسنا رو هم اشانتیون داد! بیا بشین رو فرشه ببین چهقدر راحته تا در مورد نمراتت صحبت کنیم!
دختر: آخخخخ که شما چهقدر مهربونید آقای معاون!
معاون: قربونه تو ! راستم میگی ها اینجا چه قدر گرمه؟!
دختر: خب شما هم راحت باشییین!
[لحظاتی بعد...]
معاون: خوب! دیگه چه خبرررر؟!
دختر: والا….اوهوم اوهوم! اوهوم اوهوم [سرفه]
[چند لحظه میگذرد اتفاقی نمیافتد...]
دختر: اوهوم اوهوم….اوهوم اوهومممممم!
[پیغام گوشی موبایل موجود در کیف دختر: Battery Low - Your phone switch off now]
اپیزود چهارم - داخلی - دفتر جناب معاون
دختر: ولم کن وای!!
[بیییییییییییییپ!]
پیام بهداشتی: اگر قصد انجام یک عملیات خطیر را دارید، به طور کامل جوانب امر را سنجیده و سپس اقدام به کار نمایید!
۲۹ خرداد, ۱۳۸۷ در ۶:۲۹ ب.ظ
آقا کلی خندیدیم هرچند که باید گریه کرد….
۳۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱:۲۰ ب.ظ
سلام کنسرت ۲۰۰۸ گروه لینکین پارک برای دانلود در سافت سنتر
همچنین سافت سنتر خوهان تبادل لینک با شماست. در ضورت تمایل از قسمت تماس با ما در میان بگذارید تا شما را لینک کنیم.
با تشکر
۳۱ خرداد, ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ب.ظ
خیلی باحال بود……