دیوار کوتاهی به نام آیتی نویسی! - توضیحات تکمیلی
تیر ۳۱م, ۱۳۸۷■■ خب! ظاهرا این بحث داره جالب میشه؛ توضیحاتی رو در مورد این مطلب(جوابیه) میدم؛ اما قبل از اون؛ آقا هاشم اول مطلبش گفته:
بنده (بعنوان نویسنده آن مطلب)، خودم از بنیان آدم آیتیمندی هستم و چهارصد هزارتومان هزینه تجهیزات اینترنتم و ماهیانه هشتاد و پنج هزار تومان هم بابت این قسمت از زندگیام هزینه میکنم.
خب! فک نکنم که میزان پولی که برای اینترنت و متعلقینش خرج میشه، نشوندهنده سواد بالای آیتی باشه(!) چه هستند کسانی حتی با اینترنت دایلاپ هم یک وبلاگنویس آیتی موفق هستند و فک کنم میشه بدون قیمت گفتن هم در مورد چیزی اظهار نظر کرد؛ این رو گفتم که خدای نکرده بحث به رخ کشیدن در ذهن من نوعی پیش نیاد. :)
خب! باید بگم که مدتهاست بلاگ شما رو از طریق فید دنبال میکنم و فک میکنم که با نوع نوشتنتون آشنا هستم، تقریبا نگاه خاصی دارید و البته من با اکثر مطالبت موافق نیستم! و فک نکنم لازم باشه توضیح بدم که این گیر دادن من ربطی به ذهنیت قبلی نداره. اما گفتی که:
اما نکته آنجاست که این تقسیم بندی را صورت دادم، تا اگر یک آیتینویسی روزی گذرش به اینجا افتاد، از خودش شرم کند و هی در وبلاگش توضیح ندهد که فلان جا ترجمه من را نوشته.
من که تا به حال آیتی نویسی رو ندیدم که این طرز تفکر رو داشته باشه، ای کاش موردی ذکر میکردی یا حداقل به صورت خصوصی بهم نشونش میدادی تا من هم روشن بشم. در آخر مطلبت هم گفتی که :
بوالله که هیچکس از مخاطبان وبلاگستان، مطلقا هیچکس ته دلش فکر نمیکند که به به! شبکه خبر چه اخبار به روز و بکری در اختیار ما میگذارد! ما همه خوب میدانیم که این سیستم رسانه دولتی، چه افتضاحی است.
اگه درست متوجه شده باشم، منظورت اینه که وبلاگهای آیتی ما باید خودشون تولید محتوا کنند به صورت محض. همنطور که میدونی اکثرا سرویسهای اینترنتی که معمولا خبرساز هستند در ایران نیستند(یعنی تقریبا همشون!!) و برای ما که تقریبا دسترسی به اینترنتمون هم آبدوغخیاریه در ارتباط بودن با این سرویسها غیر ممکنه و تولید محتوا در مورد این سایتها مستلزم روابط با مدیران اونهاست و البته نکته مهمتر از اون صرف هزینه نسبتا بالاست. در حالی که اکثرا آیتی نویسای ایرانی درآمدشون در حد شارژ کردن اکانت اینترنتشونه و یا کمی بالاتر! سرویسهای داخلی هم اونقدر در خواب ناز فرو رفتن که حالا حالا نمیشه روشون برای سوژه خبر شدن حساب کرد! اونوقت چه طور انتظار داری که این وسط تولید محتوا صورت بگیره؟! و اگر منظورت از تولید محتوا آموزش ترفندها و تکنیکهای سایتهاست فک میکنی تا چند ماه میشه اینطور مطلب نوشت؟! آیا همه وبلاگها میتونن چنین کاری کنن وبه نظرت آیا مطالب کم نخواهد اومد؟!
به هر حال اعتقاد راسخ من اینه که ترجمه کردن از وبلاگهای خارجی بسیار مفیده و من به شخصه ازش حمایت میکنم. :)
۳۱ تیر, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ق.ظ
حرف هر دو شما درست و مورد قبول است که میشه ساعتها در مورد اون بحث کرد اما نه به این شکل ، بنظر این قضیه رو زیاد کشدارش نکنمیم.
مهران جان اسم نویسند وبلاگ آریا هست نه هاشم لطفا اصلاح کنید
۱ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱:۵۷ ق.ظ
اول. فرقی نمیکند. هاشم یا چیز دیگری. ;-)
دوم. لطفا اگر میخواهید بحث را ادامه بدهید، از محور اصلی خارج نشوید. من نمیدانم این چه سیغه(صیغه؟) ایست که موقع بحث کردن، گریبان گیر آدم میشود که تا میگویی که مثلا فلان قدر هزینه کردی، طرف مقابل برمی آید که «بابا پولدار!!» یا امثالهم. نقل قول اولی که از من کردی را دقیقا در همین دسته قرار میدهم. نمیدانم در وبلاگی که نه ایمیلی از من هست، نه نام و نشانی، نه هیچ راه ارتباطی دیگری، من دقیقا چه احتیاجی دارم که چیزی را به رخ کسی بکشم؟ از طرف دیگر، آیا آن هزینهها آنقدر بود که آدم بخواهد «به رخ» بکشدشان؟
سوم. من متأسفانه آنقدر بیکار نبودهام که آن پستهایی که اشاره به نقض کپیرایت از سوی رسانههای دولتی ایران یا روزنامهها یا … بوده را، ذخیره کنم که الآن برای شما سند و مدرک بیاورم، تا ببینی که تعدادشان چقدر زیاد است. اما مطمئنن خود شما هم چند روزی یکبار با پستهایی با مضمون «نقض کپیرایت» برخورد میکنی.
چهارم. در مورد نقل قول آخر هم، باز هم نمیفهمم که چگونه از آن جملهی من، چنان نتیجهای گرفتی؟
من سعی کردم با توجه به اینکه ظاهرا لحن پست قبلام گنگ بود و کجفهمی در پی داشت، در این پست صراحتا بگویم که منظورم چه بوده.
اما هر طور به قضیه نگاه کنیم، هیچ طوری نمیشود نتیجه گرفت که من منظورم این بوده که وبلاگ ها باید خودشون به صورت محض تولید محتوا کنند!!
بدیهی ست که یک قسمت مهمی از مطالب وبلاگ های آیتی را «اخبار» تشکیل میدهد و در مورد «خبر» هم چیزی به اسم «تولید محتوا» آنگونه معنایی ندارد.
پنجم. ممنونم از اینکه فید وبلاگم را دنبال میکنی و ممنونم از اینکه دو پست از وبلاگت را حرام من کردی. ضمنا من هم هیچ پدر کشتگیای با وبلاگنویسان آیتی ندارم. اما مردانه و برادرانه، بیایید و بپذیرید که تعداد پستهایی که از کپی شدن مطالب وبلاگشان شکایت میکنند، اینروزها زیاد شده و بالاخره نیاز هست که یک سر و صدایی از یک جایی بلند شود تا دیگران بفهمند که این مطالب ارزش مطرح شدن ندارند.
۱ مرداد, ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ق.ظ
خب وقتی با حرفهاش مخالفی و از اکثر نوشتههاش خوشت نمیاد مگه خر مغزتو گاز گرفته که مشترک فیدشی و اکثر نوشتههاش رو هم خوندی؟
بعد هم از دو تا پستی که دربارهی این وبلاگ نوشتی به وضوح معلومه که اصلاً درک نمیکنی این وبلاگ نویس چه سبک و لحنی داره و اصلاً از حرفهاش سردرنمیآری. خب مگه مجبوری درباره هر چیزی که نمیفهمی نظر بدی؟
خدا این جماعت سادومازوخیستی آیتینویس رو از سر ما کم نکنه!