شوخی خرکی نکنید!

مرداد ۳۱م, ۱۳۸۷

■■ یه لحظه بشینید فک کنید، پنج شیش ماه قبل؛ زندگی توی وبلاگستان و نت آروم بود، همه سرشون توی کار و زندگی خودشون بود و داشتند وبلاگ‌شون رو مینوشتن مثل بچه آدم و با هم‌دیگه هم توی صلح و صفا زندگی‌شون رو می‌کردن و غیره! نمی‌دونم اصلا یهو چی شد یهو همه قاطی کردن و شروع کردن گیر دادن به هم؛ مینیمال‌نویسا میان گیر میدن به آی‌تی نویسا، فلسفه‌نویسا میگن کلن اینجا مبتذل‌ه؛ مذهبی‌ها میگن این چه وضع‌شه با این با این وبلاگای لخت و پتی‌تون؛ اون میاد مز‌نه تو سر این، این میره زیرآب اونو میزنه و ….. کلا چرا؟! توی فرندفید هم که دیگه روزی نیست یکی ناراحت نشه؛ قشنگ اینجا هم شد مثل دنیای واقعی.

باباجان! چه‌کار به کار هم دارید آخه، بشینید مثل بچه آدم وبلاگ‌تون رو بنویسید، فیدتو رو بخونید و اگر هم می‌خواید نقد کنید، درست حسابی نقد کنید؛ خیلی ببخشید این حرف رو میزنما، شوخی خرکی هم نکنید با هم(!)، که بخواید همدیگه رو برنجونید؛ خودم رو هم میگم، یعنی خودم هم جزء همین شماهام دیگه!! با اینکه می‌دونم نمیشه ولی واقعا باید فکری کرد به حال این‌جاها…

۵ نظر

  1. امیر عباس میگه:

    شما با نوشتن همین پست به بعضی ها این انگیره رو میدید که شوخی خرکی هاشون رو ادامه بدن

  2. parissa میگه:

    خوب وقتی وبلاگ وسیله ای هست برای بیان فکر ، برای ارتباط ، …
    گیر ندادن احمقانه است خوب !
    فکر کن چقدر مسخره است آدم بیاد کلی مطلب پست کنه ، هیچ کسی هم عکس العملی نشون نده ! اینطوری بیهوده نیست وبلاگ نوشتن ؟؟
    ما مینویسیم که بگوییم ، که بخوانند ، که به نتیجه ای برسیم … نه اینکه بنویسیم تا نوشته باشیم .

  3. بریر حسینی سعادت میگه:

    سسلام. آقا من تازه تونستم قالب جدید وبلاگت رو بصورت کامل لود کنم..

    حالا نگو شبیه قالب اصلی سایت لینکین پارک درستش کردی. کار جالبیه. آفرین

    راستی پادکست جدید رو اینقدر ازش بد گفته بودی که اصلا گوش نکردم…. خوب قبلش یه قهوه ای. تنقلاتی. یه چیزی بزن که ردیف بشی و با تمرکز شروع به سخنرانی کن. من تو ایمیل گفته بودم که صدات بسیار گرم و شیواست… بگذریم.

  4. بریر حسینی سعادت میگه:

    بحران کلا چیزیه که ما ایرانی ها بهش علاقمند هستیم.

    شایعه. پرخاشگری. ستیز. جنجال های خرکی و… چیزهائی هست که برای ما ایرانی ها مثل اکسیژن لازم هستند.
    سر به زیر بودن ما ایرانی ها خیلی وقته که به فراموشی سپرده شده و سکوت و رعایت ادب در ایران تبدیل به یک رویای دست نیافتنی شده متاسفانه….

    بسیار بسیار به نکته خوبی اشاره کردی در این پست. خیلی هوشمندانه بود. احسنت مهران جان. مرسی از دقت نظرت به این موضوع

  5. محمد میگه:

    تایید می کنم حرف امیر عباس عزیز رو. در ضمن از ما ایرانی ها غیر از این انتظار نمیره…:دی

نظر بدهید