این یک عذرخواهی رسمیست!
مهر ۵م, ۱۳۸۷■■ بزرگترین ایراد(میشه گفت بدبختی!) من توی زندگیم اینه که اکثر مواقع اول حرف از دهنم بیرون میاد و بعد در موردش فکر می کنم. اینجا هم همینجوریه! مطلبی رو نوشتم که بعد از نوشتنش فهمیدم که واقعا مطلب بیخودی بود٬ واقعا بیخود! شاید هدفم چیز دیگهای بود و چیز دیگهای رو به اشتباه نوشتم؛ بههر حال از تمامی عزیزانی که با منتشرشدن اون مطلب به نوعی آزرده خاطر شدن صمیمانه و از ته دل عذرخواهی میکنم و امیدوارم که اون مطلب رو بذارن به حساب بیتجربگی من. :)
پ.ن یک: تا مدتی هم فقط در مورد لینکینپارک(و موسیقی در کل) و زندگی روزمرهم خواهم نوشت٬ تا کمی بزرگتر بشم!
پ.ن دو: اما اون مطلب رو حذف نمیکنم که نشونی باشه برام….
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۲:۴۵ ق.ظ
عجب!
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۳:۰۷ ق.ظ
مهران جان اینکه به اشتباهت اعتراف میکنی خیلی خوبه، اما به شرطی که مثل امثال من باز هم اونا رو تکرار نکنی…
من هم مشکل تو رو دارم… و تو خیلی موارد پیش میاد که حرف نسنجیده ای میزنم. تنها راه حلی هم که واسه این قضیه پیدا کردم، اینه که کلا کمتر حرف بزنم و تا وقتی واقعا احساس نکردم حرفی رو حتما باید بزنم، بهش نمیپردازم.
چون بهم ثابت شده این حرف های نسنجیده نتیجه شتابزدگی تو درج مطلبی در یک مورد یک موضوع داغ یا اظهار وجود توی یک جمع بوده. البته من مطمئن نیستم که تو هم دقیقا همین حالت رو داشته باشی… فقط گفتم شاید بازگو کردن تجربه شخصیم بتونه کمکی بهت بکنه!
شاد باشی!
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۹:۳۵ ق.ظ
مگه متنفر بودن از بسیج عذرخواهی داره؟ خب اونا هم از ما متنفرن. این به اون در. موشک جواب موشک
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ
خب این خیلی خوبه
ممنون
ازت یادگرفتم
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۶:۲۷ ب.ظ
از صداقت شما سپاسگزارم…lموفق باشید
۵ مهر, ۱۳۸۷ در ۹:۲۷ ب.ظ
شما هر کار هم نکنین به هر حال ما قبولتون داریم :)
۶ مهر, ۱۳۸۷ در ۵:۰۹ ب.ظ
اعتراف به اشتباه شجاعته و ستایشش لازم
زدن حرف حق هم همینطور