تنفر

جدیدا به «تنفر» خیلی علاقه پیدا کردم. خیلی حس دوست‌داشتنی‌یی‌ه کلا؛ نمی‌دونم چرا قبلا زیاد به این حس بی‌توجهی می‌کردم. آدم که خوب روش دقیق میشه، به عظمت این حس پی می‌بره؛ هیلتر برای اینکه از یهودیا تنفر داشت، این جرات رو در خودش ایجاد کرد که بتونه علاوه بر یهودیا، از آدم‌های دیگه هم بدش بیاد. یه عاشق برای اینکه از دوست‌داشته‌نشدن از طرف معشوق‌ش تنفر داره، سعی می‌کنه کاری کنه که معشوق‌ش ازش خوشش بیاد. طرفداران نرم‌افزارهای متن‌باز برای اینکه از سلطه‌طلبی شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری(مایکروسافت مثلا) تنفر دارن، اینقد تونستن پیشرفت کنن. یه تیم فوتبال برای اینکه از باختن تنفر داره، سعی می‌کنه که هیچ وقت نبازه. احمدی‌نژاد برای اینکه از آدم‌ها تنفر داره، دست به جنایت می‌زنه. هوم؛ می‌بینید؟ تنفر یه حس ِ برتره..

۶ نظر


  1. بعضی وقتا داشتن حس تنفر باعث میشه آدم آروم بشه…و باعث فروکش کردن عصبانیت میشه…


  2. خب این یه طرف قضیه است!


  3. فقط می تونم بگم، Bravo.


  4. سلام
    با عرض پوزش کلمه (هیلتر) در خط دوم پست اگه عمدی ننوشتی اصلاح بشه بهتره .
    فقط جهت اطلاع


  5. هیچی نگم بهتره


  6. هیتلر + فیلتر = هیلتر … هوم ؟