آرشیو برای اسفند, ۱۳۸۶

تغییراتی در پوسته و باقی قضایا

نوشته‌شده توسط مهران در اسفند ۹م, ۱۳۸۶

- دیشب یه سری تغییرات توی پوسته وبلاگ دادم، رنگ لینک‌ها رو از قرمز به نارنجی و فونت تیتر رو هم از تاهوما به تایمز تغییر دادم. یه تغییر کوچیک هم تو قسمت تاریخ نوشته‌ها ایجاد کردم، اول- سایزش قبلا خیلی بزرگ  بود و توی چشم میزد و اینکه تاریخ به مثلا به جای اینکه بنویسه ۷م اسفند مینوشت اسفند ۷م! که اون هم درست شد.

- برای Header هم دارم توی فلیکر میگردم که چندتا عکس خوب پیدا کنم، چون نزدیک عید هم هست میخوام یه ربطی هم به هفت‌سین داشته باشه، اگه عکسی سراغ دارید دریغ نفرمایید. :) یکی از تصویرهای انتخابی خودم اینه:

- امروز یاهو مسنجر قاطی کرده بود و لاگین نمیشد، برای همین پیدگین رو نصب کردم و الان به هیچ وجه حاضر نیستم به یاهو مسنجر برگردم! این کارم دوتا دلیل عمده داره: ۱- اینکه پیدگین به دلیل متن‌باز بودنش، همیشه به روزه و درست مثل فایرفاکس میشه روش پلاگین نصب کرد و قابلیت‌هاشو افزایش داد. ۲- میشه همزمان از چندین سرویس چت استفاده کرد، مثلا همزمان میشه هم توی یاهو آن بود هم توی گوگل‌تاک ! اگر شما هم خواستید از پیدگین استفاده کنید بد نیست این مطلب رو هم بخونید، پلاگین‌های خوبی توش معرفی شده.

- ما که هنوز شروع نکردیم به خونه‌تکونی، ولی احتمالا از هفته آینده دست به این عمل خطیر بزنیم! و احتمال بسیار زیاد هم اکثر کارا به عهده منه. (نکته: همه خونه‌تکونی یه طرف اون پرده درآوردن و زدن یه طرف!)

- از این به بعد سعی میکنم در هر پست(یا لااقل هر چندتا یه بار) یکی از آهنگ‌های لینکین‌پارک رو برای دانلود بذارم، که هم اون‌هایی که این گروه رو دوست دارن و به هر دلیلی به آهنگ‌هاش دسترسی ندارن، خوشحال بشن(!) و هم اونهایی که هنوز زیاد آشنایی ندارن بیشتر آشنا بشن. :) برای اولین بار هم آهنگ Figure .09 از آلبوم Meteora رو انتخاب کردم:

Download Figure .09 From Meteora

LP to build houses in New Orleans

نوشته‌شده توسط مهران در اسفند ۷م, ۱۳۸۶

- اگه یادتون باشه قبلا در مورد موسسه Music For Relief توضیح داده بودم.(ببینید: موسیقی در خدمت بشریت). این موسسه در اکثر بلایای طبیعی که در هرجای دنیا اتفاق میفته به نوعی کمک‌های خودش رو ارسال میکنه(این موسسه کمک‌هایی رو هم برای زلزله‌زدگان بم فرستاد.) لینکین‌پارک قراره چهارشنبه این هفته به مناطق آسیب دیده از طوفان کاترینا در نیو اورلئان بره و در ساخت خانه‌هایی برای مردم اون‌جا همکاری داشته باشه. احتمالا لینکین‌پارک در اونجا چند اجرا هم داشته باشه. همچنین گروه قراره در تور جدیدش در امریکا، یک دلار از پول هر بلیط رو به موسسه Music For Relief اهدا کنه. (اطلاعات بیشتر در سایت گروه)

- گفته میشه در نسخه Limited سینگل جدید، آهنگی به نام Etched Logo وجود داره که احتمالا یکی از دو آهنگ Bonus آلبوم جدید هست که مایک به صورت سولو خونده.

پ.ن: برد دلسون جایزه Academic Advancement Program Leadership رو از دانشگاه UCLA کسب کرد. (اطلاعات بیشتر در سایت دانشگاه UCLA)

میگرن

نوشته‌شده توسط مهران در اسفند ۶م, ۱۳۸۶

امروز بعد از مدت‌ها میگرن‌م شروع شد، معمولا وقتی میگرن شروع میشه باید چیزی حدود یک تا دو روز درد رو تحمل کنم تا بعدش یه کم درد فروکش کنه، از صمیم قلب آرزو می‌کنم که هیچ‌کس سردرد(چه معمولی، چه میگرنی) نگیره. :)
برای اینکه سرمو گرم کرده باشم که مثلا دردم فراموش بشه، توی ویکیپدیا شروع کردم گشت و گذار(!) که به  مدخل میگرن رسیدم، توی ویکی‌پدیا اینطور نوشته:

میگرن یک بیماری شایع به حساب می‌‌آید و غالباً افرادی که به میگرن مبتلا هستند، دچار حملات مکرر سردرد برای مدت چندین سال می‌‌باشند. سر درد میگرن معمولاً بصورت ضربان دار بوده که اغلب با تهوع و اختلال در بینائی نیز همراه است. گر چه اکثر موراد میگرن می‌‌تواند شدید باشد ولی هر سردرد شدیدی میگرن نبوده و گاهی سردرد میگرن بصورت یک درد خفیف خود را نشان می‌‌دهد.

شیوع میگرن که در جوامع مختلف متفاوت است ولی حدود ۲۰% افراد در طول عمر خود ممکن است حمله میگرن را تجربه کنند که نیمی از این افراد اولین حمله را در سنین کودکی و یا نوجوانی تجربه کرده و حدود ۳/۲ مبتلایان به این سردرد زنان می‌‌باشند، که احتمالاً بخاطر تأثیر هورمونهای زنانه شیوع میگرن در آنها بیشتر است. همچنین سردرد میگرن در بعضی از خانواده‌ها شایعتر می‌‌باشد و افرادی که بستگان درجه اول و دوم آنها به میگرن مبتلا هستند، احتمال ابتلا به میگرن در آنها بالاتر است.

هنوز پس از سالها تحقیق علت ایجاد این سردرد مشخص نشده است. ولی حدس زده می‌‌شود. درد میگرن در اثر تورم عروق خونی و اعصاب اطراف مغز که به ساقه مغز معروف است ایجاد می‌‌شود. یک ماده شیمیائی موجود در مغز بنام سروتونین بنظر می‌‌آید که نقش اصلی را در این بیماری داشته باشد، گرچه هنوز عاملی که باعث این تغییرات در فعالیت ساقه مغز و سطح سروتونین می‌‌شود بخوبی شناخته نشده است.

بهتره خودتون مطلب کامل رو بخونید، شاید براتون مفید باشه.

پ.ن۱: امروز یکی دوتا مطلب خوب داشتم واسه اون دوتا وبلاگ(+ و +)، که با این سردرد نتونستم چیزی بنویسم؛ از حجج‌اسلام بهنام و حامد عذرخواهی می‌کنم. :)
پ.ن۲: این مطلب یک‌پزشک رو بخونید، شاید ما هم روزی هنرمند شدیم! D:

۱۰ فرمان

نوشته‌شده توسط مهران در اسفند ۵م, ۱۳۸۶

[۱]
امروز افزونه‌ی FoxyProxy رو از فایرفاکس پاک کردم! به شدن داشت منو به راه‌های غیرمستقیم میکشوند! همچنین در یک اقدام انقلابی نرم‌افزار UltraSurf هم به نابودی کشانده شد! و در صورت نیاز حیاتی به بعضی از پایگاه‌های خلاف شرع دست به دامن سایت‌های مربوطه و اینا خواهیم شد!

[۲]
مخابرات عزیز هم که نرخ تعرفه SMS رو افزایش داد، ولی مثل اینکه خودشون فکر میکنند کاهش دادنش ولی مثل اینکه افزایش دادنش! حالا شما به من بگید من که گوشیم واسه عهد دقیانوس‌ه و فارسی رو ساپورت نمیکنه باید چه گلی سرم بگیرم! دیگه مجبورم کردن که گوشیه رو عوضش کنم. :)

[۳]
راستی کسی از آناهیتا دانشور خبری نداره؟ نکنه دختر مردم رو گرفته باشن! آخه تو کار کمپین و اینا بود، الانم که بگیر بگیر! امیدوارم حداقل زنده باشه! D:

[4]
دارم به شدت در برابر تعداد زیاد مطالب گوگل ریدر کم میارم، فقط کافیه یه نیم ساعت ازش غافل بشی اونجاست که باید در یک عملیات انتحاری بر روی دکمه Mark All As Read کلیک کنی. البته اکثرش هم تقصیر جناب رابینسون کروزوئه است!

[۵]
اینجانب همین‌جا عدم حضور خود را در انتخابات پرشور و مردمی اعلام میکنم، باشد که عبرت دیگران شود! به جان خودم اون یه دفعه‌ای هم که رفتیم رای دادیم از کنکور و این چیرا ترسونده بودنمون! حالا که خره از پل گذشته دیگه….

[۷]
لینکین‌پارک یه آهنگ داره به اسم One Step Closer، یه جایی از این آهنگ چستر با فریاد چندین‌بار میگه: Shut up when I’m talking to you ! حالا شده حکایت ما و یه عده‌ای از اصحاب یاران(!) بابا وقتی من حوصله‌تو ندارم و قاطی هستم چرا الکی خودتو چس میکنی! اه… (پیوست: اگه خواستید بگید این آهنگ رو بذارم واسه دانلود.)

[۸]
آقا تازگیا یک گروه کشف کردم به اسم Simple Plan . کانادایی-فرانسوی هستن فکر کنم، سبک‌شون هم پاپ-راک ه! یکی از آهنگ‌هاشو میتونید تو وبلاگ بابک دانلود کنید. کارهاشون اگرچه به گروه‌های خیلی معروف نمیرسه ولی باز هم حرفی برای گفتن دارن به نظر من. شاید در آینده یه بیوگرافی ازشون نوشتم. :)

[۹]
کلن از همون اول ما هیچ شانسی توی روابط و اینا با جنس مخالف نداشتیم و احتمالا هم نخواهیم داشت. اما یه چیزی جالب بی ربط به این موضوع اینه که اصولا اگه بخوای یه وبلاگ موفق لااقل از لحاظ کامنت و بازدید داشته باشی باید خودتو یه دختر معرفی کنی که کمی هم جسوره و یه کمم دهنش چفت و بست نداره، و شروع کنی از مسائل کمی بی‌ناموسی بنویسی. اونوقته که جماعت ندید بدید به وبلاگت سرازیر میشن و میشی یکی از پربازدیدترین وبلاگ‌ها، برای محکم کاری هم باید یه کم اجتماعی باشی و توی وبلاگ‌هایی که نویسنده‌ش مذکره کامنت بزاری. اصولا جماعت مذکر ۷۰درصدشون کمی بی جنبه هستن(مثل خودم!) و مطمئنا به وبلاگت سر میزنن و مطمئنا لینکت هم خواهند کرد. (پیوست: یه وقت به آقایون باجنبه و محترم توهین نشود خدایی ناکرده!)

[۱۰]
الان فکر کنم رکورد زدم، حدود دوهفته‌س که تم وبلاگ همینه و دستش نزدم! مبارکه… راستی بازم یه چی بی‌ربط : میگن یه سری از برادران حزب‌الله وقتی میشنن سر سفره تا غذا کوفت بفرمایند یه بشقاب هم اضافه میذارن بقل دستشون، این جماعت عزیز اعتقاد دارند که اون یه بشقاب خالی باعث میشه که امام زمان بیاد بشینه بقل دستشون باهاشون غذا بخوره، یا مثلا وقت نماز یه جانماز خالی میذارن روبه‌روشون ! آخه عقب‌موندگی چه‌قدر، آخه امل‌بازی هم یه حدی داره! حتما متوجه شدید که من به اسلام و دین و امام‌ها اعتقاد کامل دارم ولی دیگه بعضی‌ها لوث‌ش دارن میکنند.

* این نوشته تلاشی بود برای حضور دوباره و پرشور در صحنه وبلاگ‌نویسی.

پارادوکس مسخره

نوشته‌شده توسط مهران در اسفند ۴م, ۱۳۸۶

یک‌سری از آدما هستن که وقتی باهاشون هم‌صحبت میشی یه حس خوب تو وجودت بوجود میاد، اصلا هم فرقی نمیکنه که درباره خودتون صحبت کنید یا درباره برنامه‌های تلویزیون. و باز هم الا فرقی نمیکنه اون طرف مرد باشه یا زن، اصلا وجودشون هم برات یک گرمای خاصی به ارمغان میاره که به هیچ وجه قابل توصیف نیست.( اما برعکس این عزیزان عده‌ای هم هستن که وقتی کنارت میشینن میخوای با تمام وجود خرخره‌شون رو بجوی! تماما انرژی منفی‌ان و اصلا نمیشه تحملشون کرد. البته این یه چیز نسبی‌ه؛ ممکنه کسی برای شما وجودش لذت‌بخش باشه و همون شخص برای من زجرآور! )

جدیدا با یکی از این عزیزان آشنا شدم، البته قبلا هم میشناختمش ولی جدیدا این حس برام بوجود اومده، لذتی داره صحبت کردن باهاش برام. بدیش اینه که یکی از نزدیکان این عزیز بشدت غیرقابل تحمل‌ه، یه پارادوکس مسخره وجود داره این بین. بدبختی جوریه که وقتی بخوای ایشون رو ببینی باید اون یارو رو هم تحمل کنی، و اینجاست که آدم از زندگی خودش بدش میاد.

پ.ن۱: کلمه پارادوکس رو بجا به کار بردم یا اصلا ربطی نداشت این وسط !
پ.ن۲: میگم یه بار خواستیم احساسی بنویسیم‌ها !