صبح از خواب پا میشید و بعد از تناول صبحانه، به سمت محل کار، دانشگاه، مدرسه و…(کلا فرقی نمیکنه، مهم اینه از خونه میرید بیرون!)، سر راهتون بساط یه سیدی فروش توجهتون رو جلب میکنه، ظاهرا داره دعوایی شروع میشه! جلوتر میرید تا سر دربیارید چه خبره؟ دو نفر رو میبینید که مشغول جروبحث هستند:
- عزیز من مشکل اینجاست که شما اصلا نمیدونید، کپیرایت چیه؟!
- آره، من نمیدونم اینی که تو میگی چیه! ولی حالا تو که میدونی چیه، کجا رو گرفتی؟!!
———
نمیدونم توجه کردین یا نه هر چند وقت یه بار، یه چیزی توی وبلاگستان مُد میشه که در مورد مطلب بنویسی(!) و ظاهرا الان سنتوری رو بورسه، اومدم که با این عقل ناقصم یه سری جمله جور کنم در این مورد که به دو سهتا مطلب جالب برخورد کردم. اولیش مطلب مهرداد بود که در پاسخ به کامنتهای مطلب قبلیش بود، مهرداد در جایی از این مطلبش میگه:
آهای آقایی که میای میگی این دزدیه، شما لطف کن برو اول پول اون ویندوز ۲۰۰ دلاری و آنتی ویروس ۱۰۰ دلاری و هزار برنامه کوفت و زهرمار دیگه ای رو که نصب کردی بده بعد بیا اینجا منو ارشاد کن.
گاهی اوقات یه کم واقع بینی هم بد نیست. اگه قراره کپی رایت رو رعایت کنیم بهتره تو همه زمینه ها رعایت کنیم نه اینکه تا وقتی صحبت لو رفتن یه فیلم یا آهنگ ایرانی شد ادای آدمای با فرهنگ و متشخص رو در بیاریم
دومین مطلب جالب، نوشته رضا هاشمی بود که دلایلی رو برای نریختن پول به آن حساب کذایی بود:
یکی اینکه به نقل از کارگردان گقتند که خرید و دیدن این فیلم شرعا حرام است ! من از این استفاده های ابزاری از این موضوعات بدم میاد. اگر از این نگاه شرعی بخواهی به فیلم سنتوری نگاه کنی به نظر من نمره مردودی میگیره!
دوم اینکه به نظرم این حرکت از یک کار صنفی و مردمی میتونه تبدیل به یک کار سیاسی بشه و مورد موج سواری قرار بگیره و بعضی سایتها و رسانه های سیاسی این حرکت مردمی را به نام خودشون بزنند.
سوم اینکه اصلا با این مدل پول شویی که اگر اینقدر پول به فلان حساب بریزی کار بی اشکال میشه وگرنه نمیشه مخالفم.
چهارم اینکه آقای داریوش مهرجویی و فرازمند که این حساب مشترک را باز کرده اند گفتند که ما به این پول احتیاج نداریم و احتمالا (؟) صرف امور خیریه میکنیم. خوب اگر واقعا اینجور باشه ترجیح میدم خودم تصمیم بگیرم پولمو صرف چه کار خیری بکنم.
در انتها اینکه آقایان اگر واقعا به فکر پول و گیشه نبودند صحنه های نیمه بازاری و گیشه ای فیلم را حذف می کردند و یک فیلم تمام عیار می ساختند و الان هم با افتخار چنین صحبتی میکردند.من از این ژستهای فرهنگی (به قول آقای مهرجویی) خوشم نمیاد.
واقعا اگر پول براشون مطرح نبود چرا با این عجله حساب مشترک باز کردن؟
می تونستن حساب هرموسسه خیریه ای را اعلام کنند.
یا چندین راه دیگه!
خدا و خرما که با هم نمیشه!
هم ما پول نمی خواهیم هم به ما پول بدید!
و اما سومین مطلب جالب، نوشته خوب فواد بود:
و اما حرف آخر همان حرف اول است. وقتی کپیرایت جهانی را قبول نداریم همه دزدیم. مگر شما کارگردانها همه فیلمهای مطرح جهان را از سایت آمازون میخرید؟ شرع و فرعش بهانه است.
———–
و اما سخنان قصار اینجانب: کلا من با این حرف جناب مهرجویی مشکل دارم که «خریدن این فیلم شرعا حرام است!» والا من که هنوز فیلم رو ندیدم، ولی اونجوری که بوش میاد این فیلم کلا با شرع و اینا رابطه خوبی نداره وگرنه برادران دلسوز وزارت ارشاد، بهش مجوز میدادن دیگه نه؟!
- دوم اینکه، آقای مهرجویی و اونیکی آقا که اسمش رو یادم رفت(!)، اگه شما به اون پول احتیاج نداری واسه چی رفتی حساب مشترک باز کردی، اگه پول رو میخوای واسه خیریه بیا من خودم بهت صدتا جا نشون بدم که خودشون بنیاد خیریهان دیگه چرا دوبارهکاری کردی؟! ببینم اصلا مگه ما خودمون اینجوری هستیم(الان دقیقا ژست یه آدم کج و کوله رو تصور کنید!) که بریم به بنیاد خیریه کمک کنیم، به نظرم اگه شما بری همون فیلمتو بسازی بهتره برادر من!
- سوم اینکه اگه شما یه مدرکی بیاری که فیلمهای هالیوودی که میبینی رو قانونی تهیه میکنی، ما نوکر شما هم هستیم میریم پول میریزیم به حسابت برای خیریه!!
- چهارم اینکه اصلا خودتو با من چیکار داری؟
- پنجم اینکه کی یه نسخه کیفیت آینه از سنتوری سراغ داره بریم بخریم، لطفا در صورت اطلاع محل دقیق دستفروش مربوطه رو ذکر کنید.
- ششم اینکه آقای مهرجویی چه خبر؟!
پ.ن۱: کلا کسی به دل نگیره!
پ.ن۲: من کشته این کامنت وبلاگ مهردادم: لینک