■
اپیزود اول - خارجی - محوطه سبز پشت دفتر معاون
پسر شماره یک: خوب بیا این گوشی روشنه، بذار تو کیفت. حالا دیگه هرچیزی اونجا اتفاق بیفته ما اینجا میشنویم.
پسر شماره دو: آره هر وقتم دیدی دیگه موقعیت مناسبه یه سرفه بکنی ما با بچهها ریختیم تو!
دختر: اوکی!
اپیزود دوم - داخلی - راهروی ساختمان مدیریت[به سمت دفتر جناب معاون]
دختر: بچهها صدای منو میشوین؟!
پسر شماره سه: آره، خیلی هم واضح میشنویم. برو موفق باشی!
اپیزود شماره سه - داخلی - دفتر جناب معاون
معاون: بهبه خانم …. چطوری؟! بیا تو.
دختر: سلام. ممنون.
معاون: خب! بذار این پردهها رو هم بکشم آخه نور چشامو اذیت میکنه! چه خبرا؟!
دختر: والا سلامتی. اوووف چهقدر گرمه اینجا، پختم.
معاون: راحت باش! این کولر خراب شده هرچی هم به بچههای خدمات میگم بیان بهش نگا کنن پشت گوش میندازن.
دختر: ئه! میتونم راحت باشم چه خوب! راستی اون چیه اون گوشه؟!
معاون: فرشه! واسه خونه خریدم. میخوای ببینیش قشنگه یا نه؟!!
دختر: وای آره!
[فرش پهن میشود؛ تعدادی کوسن هم در بین آن وجود دارد!]
معاون: آره این کوسنا رو هم اشانتیون داد! بیا بشین رو فرشه ببین چهقدر راحته تا در مورد نمراتت صحبت کنیم!
دختر: آخخخخ که شما چهقدر مهربونید آقای معاون!
معاون: قربونه تو ! راستم میگی ها اینجا چه قدر گرمه؟!
دختر: خب شما هم راحت باشییین!
[لحظاتی بعد...]
معاون: خوب! دیگه چه خبرررر؟!
دختر: والا….اوهوم اوهوم! اوهوم اوهوم [سرفه]
[چند لحظه میگذرد اتفاقی نمیافتد...]
دختر: اوهوم اوهوم….اوهوم اوهومممممم!
[پیغام گوشی موبایل موجود در کیف دختر: Battery Low - Your phone switch off now]
اپیزود چهارم - داخلی - دفتر جناب معاون
دختر: ولم کن وای!!
[بیییییییییییییپ!]
پیام بهداشتی: اگر قصد انجام یک عملیات خطیر را دارید، به طور کامل جوانب امر را سنجیده و سپس اقدام به کار نمایید!
کمی درگیرانه | ۳ نظر