تا این لحظه 212 نفر مشترک اینجا شده‌اند٬گرچه چیز به‌درد بخوری به دست‌شان نمی‌رسد!

آرشیو برای 'کلان‌تر'

محالات من و توضیح‌المسائل پیوست‌ش!

نوشته‌شده توسط مهران در فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷

ظاهرا دوستام ما را داخل آدم حساب کرده‌اند و ما را به دو عدد بازی وبلاگی(؟) دعوت کرده‌اند، مریم با آرزوهای محال، فرشاد با مشاعره!

 1207400637
عکس تزئینی است! 

۱- البته شاید محال به نظر نرسه، ولی دوست دارم روزی در یکی از اجراهای زنده‌ی لینکین‌پارک در ایران شرکت کنم، بعدش هم دقیقا زیر Stage وایستاده باشم! D: (این از اولیش که خیالم راحت بشه که لینکین‌پارک توی مطلب بالاخره یه نقشی داشت!)

۲- یک اینترنت با سرعت ۱گیگ‌برثانیه با پهنای باند نامحدود داشته باشم.

۳- همیشه دوست داشتم بتونم زمان رو متوقف کنم! یادمه یه برنامه کودک میداد که توش یه پسری بود که یه ساعت قدیمی داشت، بعد وقتی اون ساعت رو متوقف میکرد، زمان هم متوقف میشد و مردم هم توی همون حالت فریز میشدن ولی خود پسره معمولی میموند! همیشه خودم جای اون پسره میذاشتم….

۴- کینه در دل انسان ها از بین می رفت و گذشت جای اون رو می گرفت.(عینا از وبلاگ مریم کپی شده!)

۵- از قدیم گفتن آرزو بر جوانان عیب نیست، کلا گفتم که دیگه حرفی نباشه…. D:

توضیح‌المسائل: همین‌جا از فرشاد عذرخواهی میکنم، که نمیتونم شعر بگم چون قریحه شاعری اینجانب از هدست‌های زهرا هم کمتر است!! پوزش….

ورژن۱۷ در لیست وبلاگهای داغ چکار میکنه؟!

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۷م, ۱۳۸۶

آرش کمانگیر اخیرا لیست ۱۰۰وبلاگ داغ وبلاگستان رو در قالب پروژه دیدیش منتشر کرده.(اطلاعات بیشتر در وبلاگ کمانگیر) واسم خیلی جالب بود که اسم وبلاگ خودم رو توی این لیست ۱۰تایی ببینم(البته وبلاگ قبلی روی وردپرس.کام) . وبلاگ من در رده ۴۹ قرار داره! باعث افتخارم‌ه که در بین ۱۰۰وبلاگ/وبسایت داغ وبلاگستان قرار دارم.
پیوست۱: وبلاگ پارسیش در رده ۳۹ و وبلاگ مگاآی‌تی در رده ۱۹ قرار داره.
پیوست۲: نمیدونم چیه مطالب من اینقدر جالب بوده؟! D:

اولین پست‌ها

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۵م, ۱۳۸۶

همیشه اولین‌ها خیلی واسم جالب بوده، امروز به سرم زد برم اولین پست‌های بعضی بلاگرها رو بخونم چیزهای جالبی تونستم پیدا کنم:

محمدحسین مزیدی(وبلاگ اول) :

سینما ۱ هواشناس را گذاشته بود.چقدر غریب است وقتی که توانایی انجام ساده ترین کارها را هم نداریم!!
چرا در حال حاضر در ایران توجهی به social networking هایی مثل my space ,facebook,bebo,…نمی شود؟چرا دوباره انقلاب ارکاتی نداریم؟ احساس هواشناس دیشبی را دارم.کسى که درس ای تی نخوانده ولی وبلاگ میزند و می خواهد در زمینه IT مطلب بنویسد.حتما در زندگی خصوصی نیز همانقدر موفق هست!!

علیرضا مجیدی : (با تذکر حضرتش تصحیح شد!) :)

بد نیدم یکی از پستهای این وبلاگ را ترجمه کنم و اینجا بگذارم.

 

 

تناسب نداشتن رشته پزشکی را با روحیاتتان نمی توانید درک کنید مگر اینکه در آن درگیر شده باشید و آن را تجربه کرده باشید که معمولا لازمه آن صرف سالها وقت و هزینه کردن مبالغی کلان است.
دانشگاه سانتا کلارا به دانشجویانش کمک می کند تا مدتها پیش از زمانی که حتی وارد دانشکده پزشکی شوند ، دریابند برای این رشته ساخته شده اند یانه .به این منظور کسانی که تمایل به رشته های پزشکی دارند در این برنامه همراه پزشکان ،پرستاران ، مددکاران اجتماعی و مدیران اقتصادی بیمارستانها می شوند.

آنها تولدها و مرگها را از نزدیک می‌بینند .یاد می‌گیرند چگونه یک کاتتر را بردارند و یا باد گلوی شیرخواری را بگیرند.آنها سکوت دور و بر یک بیمار را در آخرین ساعات زندگیش هنگامی که کشیش بر بالینش حاضر می‌شود مشاهده می‌کنند و از نزدیک مشاهده می کنند چگونه بیمارستانها می توانند از نظر مالی خود را سرپا نگاه دارند.

آیا واقعا لازم است به دانشجویان کمک کنیم تا بدانند برای پزشکی ساخته شده اند یا خیر؟آیا تازه واردان به دنیای پزشکی با این برنامه می توانند دریابند که کاندیدهای مناسبی برای پزشکی هستند؟

بیشتر پزشکانی که با انها بوده ام به من گفته اند که حتی تا حالا که پزشک شده اند نمی دانند واقعا به چه منظوری برای این رشته ثبت نام کرده‌اند.من به جرات می‌توانم بگویم که زندگی اکنون آنها با آن زندگی شکوهمندی که انتظارش را داشتند تفاوت عمده‌ای دارد.آنها استرس زیادی دارند و گاه با صحنه های منزجرکننده‌ای مثل سرازیر شدن “مکونیوم” روی کفشهایشان مواجه می‌شوند.

پزشکی بزرگترین کار دنیاست و هر روز این رشته چالش‌برانگیزتر از گذشته می‌شود.به هرحال من دوباره سوالم را مطرح می‌کنم.آیا واقعا سختیهایی که برای این حرفه باید قبول کنیم را درک کرده‌ایم یا توقعات جامعه ما را کور کرده است.والدینم همواره به من می‌گفتند که چقدر دکترها فوق‌العاده هستند ولی هیچ‌وقت به جزئیات توجه نمی کردند.

ولی باید بدانید پزشکی همیشه خسته کننده نیست.استادانم را در داشکده پزشکی به یاد می آورم که کارشان را دوست داشتند حتی هنگامی که با ترشحات بدن بیماران مواجه می‌شدند.استادانم همواره حتی هنگامی که خسته و آشفته بودند الهام بخش من بودند که مبدل به بهترین پزشک، حتی بهترین پزشک در طول تاریخ شوم.

وقتی دوران دستیاریم را به یاد می آورم ساعات محدودی را به یاد می آورم .ساعاتی که احساس می کردم کفایت لازم را برای درمان بیمارم ندارم یا لحظه هایی را که سینه بیماری را ماساژ می دادم با اینکه می دانستم یک جای کار اشکال دارد.اوقاتی را که برای نوشتن اردر استامینوفن نیمه شب بیدارم می کردند و زمانی را که با پرستاران بر سر اینکه چرا مرا برای نوشتن یک اردر به این سادگی بیدار کرده‌اند ، شوخی می‌کردم.

دوسن دارم دانشجویان زمانهایی را که ما مجبوریم در کاری موفق شویم ولی شکست می خوریم را ببینند.کسانی که ما موفق می‌شویم به آنها کمک می کنیم ما را به عنوان یک قهرمان به یاد خواهند آورد.کسانی هم که موفق نمی‌شویم به آنها کمک کنیم به ما خواهند آموخت که بار دیگر چگونه موفق شویم.دوست دارم دانشجویان این لحظه ها را که ما در آن اسیب پذیر هستیم ببینند به خاطر اینکه همه پزشکی همین است.پزشک خلاصه و منتخبی از شکستها و موفقیتها است.

بالاخره آیا من توصیه می‌کنم که متقاضیان ورود به رشته های پزشکی قبل از ورود به دانشگاه زمانی را با پزشکان واقعی همراه شوند؟

این کار یهترین جیزی است که مسئولان تا به حال انجام داده‌اند.

مهدی حکیمی :

ساده تر از آب پیچیده در تن شب
رویای هر شب من پیچک عشق و جنون

یوسف منیری : (بنا به تذکر حضرتش تصحیح شد!) :)

وب‌لاگ‌ها و وب‌سایت‌های متعددی راه‌حل فارسی‌کردن صفحه‌کلید در ویندوز را ارائه داده‌اند، مثل این راه‌حل. خوب است اما کامل نیست. چون در این‌حالت برای نوشتن حروف پ و ژ مشکل خواهید داشت. در استاندارد یونی‌کد برای حرف ژ باید ترکیب Shift+C و برای حرف پ کلید \ را بزنید. ابتدا طبق همین راهنمایی عمل کنید. سپس این فایل ( Kbdfa.dll ) را دانلود کرده و در جایی مثل درایو :C ذخیره و از حالت فشرده خارج کنید ( درایو :C جایی‌ست که ویندوز درآن نصب شده است ). فایل Kbdfa.dll در واقع اصلاح شده‌ی همان فایلی‌ست که در ویندوز XP به صورت پیش‌فرض برای فارسی‌کردن صفحه‌کلید وجود دارد. در مرحله‌ی بعد، رایانه‌تان را تحت Safe Mode and Command Prompt مجددا راه‌اندازی کنید. حال به Root درایو :C رفته و در خط‌فرمان دستور زیر را تایپ کنید:copy kbdfa.dll c:\windows\system32\kbdfa.dll

 

 

 

 

 

ویندوز فایل Kbdfa.dll را به‌صورت پیش‌فرض دارد، پس Overwright را تائید کنید و رایانه‌تان را مجددا راه‌اندازی کنید. از این‌به‌بعد با خیال راحت می‌توانید کلید پ را بزنید و کاملا فارسی‌تر بخوا

رضا مقدری :

خداوندگار رو هزار بار شکر بالاخره این وبلاگ راه افتاد :). دفعه ی اولی که Update Blog رو روی Blogsky راه انداختم و شروع کردم به نوشتن همه چیز مرتب جلو میرفت تا اینکه وبلاگ هک شد. بعد هک شدن وبلاگ و نابودی کل آرشیوش اول تمایلی به ادامه کار نداشتم ولی بعد که خواستم شروع کنم به نوشتن شرایطی پیش اومد که امکان نوشتن برام مهیا نبود و نتیجه اینکه وبلاگ بازهم تعطیل شد.

 

 

اما از قدیم گفتن تا سه نشه بازی نشه پس بنده هم آپدیت بلاگ رو خیلی محکم تر و جدی تر از دفعات قبلی اینجا راه اندازی کردم٬ ایشالا که دیگه مشکلی پیش نیاد و اینجا هم هر چه سریعتر به روزای اوج برگرده٬ دوستان هم اگر همراهی کنند ولینکهایی که به آپدیت بلاگ دادند رو اصلاح کنند ممنون میشم. از همه ی کسانی هم که تا امروز این وبلاگ و همراهی کردن خیلی خیلی ممنون هستم ایشالا مطالب به کارشون بیاد و بازم همراهیش کنند :)!

نیما اکبرپور :

خوب… ما هم خلاصه تونستیم به وبلاگ واسه خودمون درست کنیم. بعد از چند روز سر و کله زدن با Blogger عزیز رخصت ورود به این دنیا رو به ما دادند. خلاصه تونستم یه گوشه دنجی واسه خودم پیدا کنم.

 

 

نمی‌دونم… نمی‌دونم اینجا رو چند نفر می‌بینه ولی خوب شاید بتونم اینجا رو طوری درست کنم که مثل درختی باشه توی تابستون که بتونم خستگی رو این تو از تنم بیرون کنم.
ای کاش همینجوری بشه.

خیلی جالبه، جناب مزیدی که از همون اول گیر داده بوده به فیس‌بوک و جناب مجیدی هم که از همون اول شروع کرده بوده تولید محتوا ! D:
پ.ن: اگر من در بیان کردن اولین پست‌های این عزیزان اشتباه کردم، تا این مطالب اولین پست‌شان نیست بگویند!

[ادامه دارد]

اثر تتریس

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۲۴م, ۱۳۸۶

توی ویکی‌پدیا به مطلبی در مورد اثر تتریس(Tetris Effect) برخورد کردم، این حالت که نوع خاصی از توهم‌ه از بازی تتریس سرچشمه میگیره، به این صورت که فردی که بیش از حد این بازی رو انجام بده دچار نوعی توهم میشه. در این نوع توهم فرد دنیای واقعی رو هم مثل بازی تتریس میبینه و مدام میخواد که اجسام مختلف رو یه جوری در کنار هم بذاره تا یه ردیف ازشون کم بشه! البته این فقط یک نوع از این توهم‌ه؛ در انواع دیگه‌ش مثلا وقتی شخص چشماش رو میبنده، اشکالی رو میبینه که از بالا به سمت پایین حرکت میکنند و به روی هم سوار میشن.
فکر میکنم که این اثر فقط مختص بازی تتریس  نیست(همونطور که تو خود مقاله هم ذکر شده) و میتونه، توی خیلی چیزای دیگه هم رخ بده، مثلا در مورد همین اینترنت، نمیدونم شما هم این‌طور هستید یا نه ولی برای من خیلی پیش اومده که مسائل دنیای واقعی رو با چیزهایی که توی اینترنت هست ربط دادم! مثلا یه بار که کُلاهم توی خونه گم شده بود، به داداشم گفتم که بیا با هم کلامو گوگل کنیم!(حالا فرض کنید قیافه داداشم‌و تو اون لحظه) و یا مواردی مشابه این.

البته این چیز خیلی بدی هم نیست، کمترینش ایه که باعث خنده‌ی جماعت دور و برتون میشید دیگه، نه؟!

پ.ن : نمیدونم چرا این دکمه K(نون فارسی) کیبوردم، هی میره پایین گیر میکنه!

درباره فیلترشدن سایت لینکین‌پارک(دات)آی‌آر

نوشته‌شده توسط مهران در بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶

قبلا هم گفتم که وب‌سایت طرفدارن لینکین‌پارک در ایران [LINKINPARK.IR] مدتی‌ه که فیل‌تر شده و در دسترس نیست. این سایت که به مسائل پیرامون لینکین‌پارک اعم از اخبار و … می‌پرداخت توسط بابک اداره میشه. بابک در جدیدترین مطلب وبلاگ‌ش این مسئله رو اینطور عنوان می‌کنه:

 این جریان قیلـ … طرینگ بالاخره دامن ما رو هم گرفت! سایت [LINKINPARK.IR] رو هم تبخیر کردن! (واژه جدیده وبلاگستان) حدودا یه هفته به خاطر امتحانات آنلاین نشده بودم وقتی هم که آنلاین شدم و به سایت سر زدم در کمال تعجب با پیغام قیلـ … طر شدن سایتم مواجه شدم. بعد از اینکه با واحد قیلـ … طرینگ مخابرات تماس گرفتم و علت رو جویا شدن در جواب گفتن هر گونه فعالیت موسیقی بدون داشتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی غیرمجاز میباشد! خلاصه اینکه بعد از حدود چهارسال از تاسیس سایت [LINKINPARK.IR] اینجوری کارش متوقف میشه. هنوز تصمیمی مبنی بر ادامه کار سایت ندارم چون هدفم اطلاع رسانی به طرفداران داخل کشور بود که با این جریان پیش اومده مقدور نیست. ولی به قول چند تا از دوستان قیلـ … طر کردن تو ایران یه امر عادی شده، به این راحتی تسلیم نشو! نمیدونم شایدم حق با شما باشه. تا ببینیم چی پیش میآد.

خوب اینطور که از این مطلب معلومه، هرگونه فعالیت موسیقی بدون مجوز وزارت ارشاد، ممنوعه! موندم این خواننده‌هایی که مثل قارچ دارن رشد میکنند و بعدا که آب‌ها از آسیاب افتاد میشن خواننده تلوزیونی چرا تعطیل نمیشن. خیلی جالبه که نه هیچ مطلبی خلاف شرع(!) توش بود و نه این گروه بدبخت چیزی خلاف شرع دارن! در هرحال فعلا این وب‌سایت تعطیل‌ه و احتمالا دیگه هم از زیر چتر فیل‌ترینگ در نیاد. امیدوارم که بابک عزیز بیدی نباشه که با این بادها بلرزه و به کارش ادامه بده. :)

پ.ن۱: درحال حاضر اگر به وسیله فیل‌ترشکن به سایت سر بزنید این تصویر رو خواهید دید!
پ.ن۲: اگر مایل به دنبال کردن مطالب این وبلاگ هستید میتونید از طریق فید مطالب‌ش رو دنبال کنید:http://feeds.feedburner.com/linkinpark/news

+ مطالب تکمیلی رو میتونید از طریق وبلاگ من یا وبلاگ خود بابک دنبال کنید.

بررسی دو مجله رایانه‌خبر و عصرشبکه - بخش دوم

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۵م, ۱۳۸۶

مطلب گذشته‌ام در رو درباره ماهنامه رایانه‌خبر نوشتم، این مطلب هم در مورد دوهفته‌نامه عصرشبکه:
» دوهفته‌نامه عصرشبکه:
عصرشبکه را میتوان برادر کوچکتر ماهنامه شبکه دانست، که کمی وسیع‌تر به مسائل می‌پردازد. عمر این مجله را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: ۱- دوران قدیم ۲- دوران جدید  دوران قدیم رو از این جهت این‌طور نامگذاری کردم که در اون دوران مجله در سایز بزرگ و با تعداد کم صفحات رنگی و با رویکرد کمتر به سخت‌افزار چاپ میشد. اما در چند شماره اخیر سایز مجله کوچکتر شده، صفحات تمام‌رنگی و گلاسه شده‌اند، مجله به صورت تخصصی به سخت‌افزار می‌پردازد و…
نکته: از نظرم در ورژن جدید مطالب مجله کمی پربارتر و تاحدودی تخصصی‌تر شده‌اند.
اما معمولا در هر شماره با این نوع مطالب برخورد خواهید کرد: اخبار، تازه‌ها، بررسی محصول(بررسی محصولات برتر سخت‌افزاری)، فناوری(مرور فناوری‌های نو در زمینه سخت‌افزار)، مقایسه(مقایسه دو نوع محصول در زمینه‌های مختلف)، پنج انتخاب برتر(معرفی پنج محصول برتر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری)، نرم‌افزار(بررسی، معرفی و آموزش نرم‌افزارها)، بازی و سرگرمی(معرفی و بررسی بازی‌های جدید)، منبع‌باز(مسائلی پیرامون لینوکس و نرم‌آفزارهای کدباز)، آموزش(آموزش‌هایی در زمینه‌های مختلف اعم از فتوشاپ، آفیس و …)، وبگردی و در آخر بازارچه .
سعی میکنم به بخش‌هایی که بیشتر از طرف خود اهالی مجله پررنگ‌تر هستند بپردازم:
بررسی محصولات
این بخش بدون شک یکی از بهترین بخش‌های این مجله‌ست که در ورژن جدید اضافه شده. در این قسمت به معرفی جدیدترین محصولات سخت‌افزاری(مثل  لپ‌تاپ، دوربین، گوشی، ماردبورد، سی‌پی‌یو و …) پرداخته میشه و در پایان هر بررسی نام شرکت گارانتی‌دهنده و قیمت اون محصول اشاره میشه و تقریبا هم قسمت‌های به روزی هم ارائه میشه.
پنج انتخاب برتر
در این قسمت در هرشماره به معرفی پنج‌محصول برتر در یک حوزه پرداخته میشه. که شامل نرم‌افزار و سخت‌افزار ه.
بازی و سرگرمی
نقد‌های بسیار عالی این بخش همیشه شما رو(اگر اهل بازی هم نباشید!) جذب خواهد کرد. به شخصه همیشه با خوندن این نقدها وسوسه بازی کردنشون بهم دست داده. نقدهایی مثل بایوشاک، کریسس، هاف‌لایف و… یکی از بهترین نقدهایی بود که خوندم!
منبع‌باز
این بخش شاید در کمتر مجله‌ای به این جامعی وجود داشته باشد. به درستی معلوم‌ه کسانی که در این بخش فعالیت میکنند، کاملا به کارشون آشنا هستند؛ در هر شماره به بررسی نرم‌افزار‌های کدباز پرداخته میشه و هربار یک بررسی و یا آموزش جامع هم گنجانده میشه. این بخش رو از دست ندهید!!
آموزش
آموزش فتوشاپ یکی از پاهای ثابت این قسمت از عصرشبکه‌ست. آموزش‌های خوب امیر یاری همیشه به دردتون خواهد بود. بخشی هم به معرفی پلاگین‌های فتوشاپ اختصاص داره که چیزهای جالبی رو شامل میشه. اخیرا ترفندهای آفیس هم به بخش آموزش اضافه شده.
و اما مهمترین بخش، بازارچه
اهالی عصرشبکه تاکید بسیار بر بقای این قسمت دارند، به جرات میشه گفت که برجسته‌ترین بخش و البته حرفه‌ای‌ترین بخش مجله‌ست. قیمت‌های به روز، محصولاتی در همه رده‌ها(ضعیف، متوسط، قوی)، معرفی مارک‌ها و برندهای شناخته‌شده با گارانتی‌های معتبر، معرفی اجناس کاربردی و … همه از نقاط قوت این قسمت به حساب میاد. قیمت‌ها همیشه قابل اعتماد هستند و دست آدم رو توی پوست گردو نمیگذارند!! :)
**نقاط قوت
- صفحه‌آرایی و طراحی فوق‌العاده صفحات و روی‌جلد مجله. طوری که در هر پیشخوانی باشد شما رو جذب خواهد کرد. آفرین بر عصرشبکه !!!
- بهترین بررسی‌ها و نقدها در زمینه سخت‌افزار رو در عصرشبکه بخوانید.
- آوردن عکسی از هر نویسنده در اول هر مقاله، که شاید حُسن نباشه ولی این کار حس صمیمی بودن رو به خواننده القا میکنه.
- قیمت مناسب (۵۰۰ تومان)
- تعامل خوب با مخاطب از طریق بخش کوبه
- و …
**نقاط ضعف
- به جان خودم نقطه ضعفی رو در این مجله نمیبینم، ولی برای خالی نبودن عریضه(!) بگم که فکر میکنم اگر این مجله رابطه‌ی بهتر با وبلاگستان داشته باشد خیلی به محبوبیت آن کمک خواهد کرد.

+ در آخر بگم که اگر یک شماره از این مجله را بخوانید، مطمئنا شماره‌های بعد را از دست نخواهید داد.

» مشخصات کلی دوهفته‌نامه عصرشبکه:
صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول: نیره باقرامیری
وبسایت: www.shabakeh-mag.com/asreshabakeh
ایمیل: asrweekly@shabakeh-mag.com
قیمت: ۵۰۰ تومان

کشاکش

نوشته‌شده توسط مهران در دی ۲۵م, ۱۳۸۶

آدم خیلی معمولی هستم، از اون پسرایی که اگه بین ۵نفر قرار بگیرم اصلا توجه کسی رو جلب نمیکنم. لاغرم از این موضوع اصلا ناراحت نیستم مگر در مواردی خاص که شاید گفتنش درست نباشد! خودم فکر می‌کنم حرف‌هام و تصویرشان(نوشته‌هایم) زیاد برای کسی اهمیت ندارد مگر برای پر کردن وقت آزاد و در بین صحبت‌های دیگران و پرکردن فیدریدر! این‌ها رو گفتم که بگم آدم کاملا معمولی هستم(تاکید) و اگر نوشته‌هایم مورد توجه قرار نگیرد از این جهت نیست که رویشان فکر نمیکنم که همینم که هستم!
اما اصل ماجرا:
قبلا مطلبی نوشتم درباره کمانگیر. کلا مخالف ۱۰۰درصد نوشته‌هایش و طرز فکرش هستم. شاید یکی از دلایلش این است که احساس میکنم که در نوشته‌هایش به عقایدم توهین میشود. از طرفی هم یکی از حمایت‌کنندگان آزادی بیان هستم و میگویم «هر کی هرچی دلش خواست باید بنویسه کسی هم حق نداره جلوشو به هر نحوی بگیره!» او به هیچ وجه به صورت صریح به جمعیتی و یا مذهبی اشاره و یا توهین نمیکند. او تواناست و از این توانایی‌اش دارد به بهترین نحو استفاده میکند(از این جهت تحسینش میکنم). برای مثال آخرین خط یکی از نوشته های اخیرش:

بعضی پیروان “دین ِ رحمت” گاهی زیادی حس هالیوودی می گیرند، بنظر من.

کاملا فکر شده روی این خط. به تاکید روی عبارت «دین ِ رحمت» دقت کنید و یا عبارت «بنظر من». روشن که منظورش اسلام است و وقتی حرفش را زد میگوید به‌نظرمن که خواننده میگوید : «خوب نظر شخصی‌ش رو داره میگه!»
اما موضوعی رو بگم و رفع زحمت؛ جناب آرش‌خان! میدانم که فردی هستی منطقی(لااقل اینجور می‌نماید!)، و همه میدانیم که اعمال و کردار گروهی خاص والبته تندرو به هیچ وجه نشان‌دهنده اصل مذهب و دین‌شان نیست. اگر اینجور بود مسیحیت هم به دلیل وجود کشیشانی متخلف و کودک‌آزار، دین بدی می‌بود در حالی که اینطور نیست. پس خواهشمند است که اگر قابل دانستید کمی روشنم کنید در مورد نوشته‌هایتان و یا ….
×