■ در شیر کردن مطالب و عکسهای اروتیک دوحالت وجود داره:
یک) شما دختر هستید: خب! همین مونث بودن شما آس برنده شماست. چرا؟! معلومه. چون شما دختر هستید پس اگر هی مطالب و عکسهای سکسی و مورددار به اشتراک بگذارید نه تنها از طرف کسی مورد سوال واقع نمیشید٬ باتآلسو میگن «بهبه! ببین چهقدر داره [...]
مشترک مورد نظر مورد دارد! (چهارشنبه, خرداد ۸م, ۱۳۸۷)
تکه کاغذ (جمعه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۷)
■ امروز چرا حس شب را تداعی می کند؟
امروز چرا یک جای کار می لنگد
امروز چرا این قدر درهم و گرفته ام ؟
هر آنچه پشت سر نهاده ام پریشانی بود و دیوانگی
نمی دانم که اول با چه بود که پریشانم کرد
یا فشار زندگی از کجا سرچشمه گرفت
اما می دانم چه گونه حسی است
اینکه صدایی در [...]
چشمهایش! (پنجشنبه, اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۷)
■ برای خرید چیپس وارد مارکت میشم٬ دختری در حال پرداخت پول آدامسیست که در در دست داره. بعد از حساب کردن٬ به سمت من حرکت میکنه؛ بیاختیار نگاهمون به هم گره میخوره٬ دست خودم نیست جذابیت خاصی داره نگاهش٬ تعجبم از اینه که چرا اون ولکن نیست! اصلا اون چندثانیه دنیا رو حس نمیکردم٬ [...]
انواع وبلاگنویسان - نگارش جدید! (پنجشنبه, اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷)
یادمه قبلا هم نظر خودم رو در مورد انواع وبلاگنویسان توی وبلاگستان گفته بودم؛ اما ظاهرا توی این مدت انواع جدید هم اضافه شدهاند! D:
1. شاید تو چشمترین گروه از وبلاگنویسان، وبلاگنویسان آیتی باشند. احتمالا مطالب کاربردیشون باعث این موضوع شده. اکثر این افراد هم شخصیتی دوستداشتنی و فروتن دارند. مثالش خودم. D:
2. دسته بعدی [...]
لطفا سؤال نفرمایید! (دوشنبه, اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷)
نمیدونم، یعنی اینقدر عجیبه که یه نفر به یه گروه یا سبک موسیقی خیلی علاقه داشته باشه؟! اینقدر عجیبه که هی مدام باید با «تو اینقدر لینکینپارک گوش میدی، خسته نمیشی؟» مواجه بشم؟!
نمیدونم شاید خیلی عجیبه! :\
مردم قشنگ! (چهارشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷)
تا حالا هیچ توجه کردین که مردم این شهر(تهران) چقدر در همه چیز تخصص دارن! از تعمیرات ماشین گرفته تا درمان سنگ کلیه و فشار خون بالا !
فقط شما کافیه توی اتوبوس یا مترو یا تاکسی و… سر صحبت رو با بغل دستیتون باز کنین(البته بغل دستیتون باید هم جنستون باشه وگرنه) خوب حالا دو [...]
یک گام نزدیکتر (چهارشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷)
تکرار بیش از این جایز نیست هر آنچه گفته ام تکرار مکررات است
هیچکدام از این واژه ها حسی را برنمی انگیزد؛ خوشبختی را در بی خبری می بینم
کمتر شنیدن من و کمتر گفتن تو
اگرچه راهی برای خارج شدن پیدا می کنی
همچون گذشته …
هر آنچه به من می گویی
مرا گامی به پرتگاه نزدیک تر می کند
تقریباً [...]
حرکت منطقی (شنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷)
*
+ مهران بلوتوث گوشیتو روشن کن این فیلمَ رو برات بفرستم…. - مهیار مُشت اومدا !!
گوگل ریدر و عواقب اشتراکاتش! (پنجشنبه, فروردین ۲۹م, ۱۳۸۷)
زمان : صبح روز پنجشنبه(همین امروز) مکان : اتاق من و برادرم - حالت : من و دختردایی ۱۲سالهام پشت کامپیوتر نشستیم و داریم برای گوشی داییم تم دانلود میکنیم.
من : یه لحظه صبر کن من این کارم رو انجام بدم، الان اینا رو دانلود میکنیم… دختر دایی : باشه…
حالا من [...]
قیاس به نفس! (سه شنبه, فروردین ۲۷م, ۱۳۸۷)
استان / شهرستان / دهستان ~ وبلاگستان / بالاترینستان / توییترستان
…
… (دوشنبه, فروردین ۱۹م, ۱۳۸۷)
با عرض شرمندگی
برام عجیبه که جدیدا مطالب وبلاگهای که از حس جنسیشون مینوسن میشه پرطرفدارترین مطالب توی shareشدههای گوگل ریدر! ظاهرا این مدل نوشتن مثل اینکه جدیدا مد شده. به نظرم اینطور نوشتن زیاد هم احتیاج به فکر کردن نداره؛ ▪ اگر مذکر باشید که از رابطههاتون(دروغ و راستش بماند!) با GFهاتون مینویسید [...]
سقوط به روی زمین (پنجشنبه, اسفند ۲۳م, ۱۳۸۶)
چه بسیار زمانهایی که مردم سعی دارند، به درون من راهی بیابند،در عجبم از چه رو تو را به خاطر میآورم،و دور از ادب و نزاکت تو را محافظت کردهام، بسیار اوقات
وقتی میبایست مرا عقب میراندی، صبر کردهام، میترسم ذهنیاتم را به زبان بیاورم، میترسیدم بگویم برای حرف زدن چه چیز نیاز دارم، دربارهام چیزهای [...]
من نمیخوام بخورمت! (چهارشنبه, اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶)
کلا نوشتن سوژه میخواد، حداقل واسه من که اینطوریه، شده روزی این لایو رایتر حدود ۵-۶ساعت باز بوده و نوشتنم نمیومده و آخرش هم بدون هیچ سودی بستمش! اما خوبی ملت شهیدپرور، اینه که همیشه نمیذارن آدم بدون سوژه بمونه! خدا خیرشون بده.
الغرض، دیروز نشسته بودیم برنامههای جذاب و زیبای تلویزیون پایتخت رو نگاه میکردیم. [...]
I am Invisible (دوشنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۶)
پ.ن: برای آنان که دوستشان دارم، با عرض معذرت البته!
… (دوشنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۶)
برای آنان که دیگران را تنها برای وجود خود میخواهند، متاسفم!
What I’ve Done (یکشنبه, اسفند ۱۲م, ۱۳۸۶)
In this farewell
There’s no blood, there’s no alibi
‘Cause I’ve drawn regret
From the truth of a thousand lies
So let mercy come and wash away
What I’ve done
I’ll face myself
To cross out what I’ve become
Erase myself
And let go of what I’ve done
Put to rest
What you thought of me
While I clean this slate
With the hands of uncertainty
So let mercy [...]
۱۰ فرمان (یکشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۶)
[۱]
امروز افزونهی FoxyProxy رو از فایرفاکس پاک کردم! به شدن داشت منو به راههای غیرمستقیم میکشوند! همچنین در یک اقدام انقلابی نرمافزار UltraSurf هم به نابودی کشانده شد! و در صورت نیاز حیاتی به بعضی از پایگاههای خلاف شرع دست به دامن سایتهای مربوطه و اینا خواهیم شد!
[۲]
مخابرات عزیز هم که نرخ تعرفه SMS رو [...]
چه کسانی به خیابانها رفتند (دوشنبه, بهمن ۱۵م, ۱۳۸۶)
الان ۲۹سال(؟) از انقلاب مردم ایران علیه رژیم پهلوی میگذره، الان هم که دهه فجره و تلوزیون روزی ۲۵ساعت داره راهپیمایی و سرود انقلابی پخش میکنه. در تمام این تصاویر هم خیابونها مملو از جمعیته! ولی نمیدونم چرا از هر کسی میپرسی شما اون زمانا میرفتی راهپیمایی؟ میگه : من؟ عمرا ! من اون موقعها [...]
what did he say? (پنجشنبه, دی ۲۷م, ۱۳۸۶)
In my living room, watching, but I am not laughing
‘Cause when it gets tense, I know what might happen
The world is cold, and bold men take action
Have to react or get blown into fractions
Ten years old, and something to see
Is another kid my age drugged under a jeep
Taken abound and found later under a tree
I [...]
مونواکسید (سه شنبه, دی ۲۵م, ۱۳۸۶)
شروع
یکی رو تو فامیل از همه بیشتر بهش توجه میکنی و سعی میکنی کاری کنی(در حد توانت) که کمی خوشحال بشه، سعی هم میکنی که این رفتارت خیلی توی فامیل تابلو نشه که مثلا آره و اینا، مدتی میگذره و تو همچنان سعی میکنی که مثلا یه جور طبیعی رفتار کنی که تابلو نشه، باز [...]
