تا این لحظه 212 نفر مشترک اینجا شده‌اند٬گرچه چیز به‌درد بخوری به دست‌شان نمی‌رسد!

آرشیو برای 'عمومی'

جو گرفتگی

نوشته‌شده توسط مهران در تیر ۱۲م, ۱۳۸۷

امروز داشتم فک می کردم چرا اصلا شروع کردم وبلاگ‌نوسی؟! هرچی فک کردم دلیلی جز جوگرفتگی و اینا پیدا نکردم! جدی میگم؛ اصلا اون موقعی که اولین مطلب رو نوشتن، مثل اکثرا بچه‌های وبلاگ‌نویس حرفی برای گفتن نداشتم یعنی واقعا یک جوگرفتگی بود، یا اگه بخوام یه کم باکلاس‌ترش کنم مثلا میشه چشیدن مزه وبلاگ نویسی در عصر ارتباطات(؟). :)

جالبه که هنوز هم اون سرنخ اصلی دستم نیومده؛ هرچند که بعضی‌ها میگن وبلاگ جایی ه برای نوشتن هرچی به ذهنت می‌رسه و دلت می‌خواد. راستم میگن ولی فک می‌کنم تا امروز که از ته دل اینجا ننوشتم!

اعتماد کریمی!

نوشته‌شده توسط مهران در تیر ۱۱م, ۱۳۸۷

یک-یک) عرضم بشه به حضورتون که امروز صبح نشسته بودم و به ظاهر زیبا و دلبر و نکش مرگ من اینجا نگاه می‌کردم، به نظرم اومد اون لبه‌های گردی که وجود داره یه مقدار همچین یه جوریه! برای همین در یک اقدام شهادت‌طلبانه دست به کد برده و تمام آن لبه‌های گرد و متبرج رو صاف کردیم رفت پی‌کارش ! هیدر رو هم عوض کردم. :)

یک-دو) چون این تم سایدبار نداشت نمیشد اون چیکلت فیدبرنر رو توی خود قالب گذاشت(دلایل زیبایی‌شناسانه و اینا)، یکی دو روز این چیز(!) فیدبرنر لنگ در هوا بود تا اینکه به پلاگین FeedCount برخوردم. با استفاده از این پلاگین شما میتونید از شر اون دکمه تکراری فیدبرنر راحت بشید و شمار خوانندگان فیدتون رو هرجوری که دلتون خواست نمایش بدین. استفاده‌ش هم بسیار راحت‌ه فقط کافیه بعد از نصب و فعال‌سازی، کدی رو که به‌تون میده رو هرجایی از قالب‌تون بذارید. حالا باید این تکه کد رو به فایل CSSتون اضافه کنید و به شخصی‌سازیش بپردازید، البته این اندازه ها و رنگ‌هایی که توی این تیکه کد هست همینی‌ه که الان اینجا استفاده شده. :)

دو) میگم این وردپرس ۲/۶ هم عجب چیزی خفنی‌ه ها؛ البته من هنوز نصبش نکردم دارم از روی صحبت‌های نوید میگم! D:

سه) چند وقتیه حالم خوبه، کلا از لحاظ جسمی و  روحی. امیدوارم باز هم یه ضدحالی چیزی خراب‌ش نکنه؛ مثل پارسال.

چهار) چند وقتی هم هست لینکین‌پارک اینجا زیاد پیداش نیست! شاید به خاطر برنامه‌هایی‌ه که داره انجام میشه؛ به قولی شاعر گفتنی: خبر آمد خبری در راه است! D:

پنج) میگن فیروز کریمی و اعتماد ملی رو توقیف کردن؛ یعنی خاک تو سرتون با این مملکت‌داریتون. یعنی برید بمیرید که یه مدیر معمولی تو ایران تقدس داره که حتی نمیشه گفت بالا سیبیلت دماغ! شما فرض کن کشوری که مربی فوتبال نتونه به مدیر ورزش(تاکید) انتقاد کنه، جایی برای پبشرفت داره؟!

کلا دوست دارم

نوشته‌شده توسط مهران در خرداد ۲۸م, ۱۳۸۷

خودم رو دعوت کردم این بازی جدیده(حالا چه اصراری‌ه من توی همه این بازیا شرکت کنم!؟) اصولا در زندگی واقعی که همه پدر و مادر و جدوآباد و دوست‌دختر دوست‌پسر شون و همسر و فرزندان‌شون رو دوست دارند قاعدتا، پس به نظرم نباید اینا رو آورد جزء اون ده‌تا مورد.(این‌م شد استدلال آخه؟!)

لینکین‌پارک! این انتخاب‌های اول تا نهم من رو توی دوست‌داشتنی‌ها تشکیل میده. اون آخریش رو هم بچه‌های وبلاگستان و وب دو و اینترنت و لواشک و گوشی‌م تشکیل میدن! از اون‌جایی که من پسر بسیار خوبی هستم و اصولا دارم خودم رو یک عدد آدم متمدن نشون میدم این جمله رو می‌گم که اصولا از هیچی تو دنیا بدم نمیاد! (اسمایلی حالت تهوع و صفحه شطرنجی به دلیل مشمئز بودن تصاویر!)

پ.ن: واقعا از کسی که این بازی رو راه انداخت معذرت می‌خواهم که این‌چنین به بازی‌شان دبلیو.سی کردم!

بابا خیارشور!

نوشته‌شده توسط مهران در خرداد ۲۳م, ۱۳۸۷

یه سوال: من این مطالب رو که مثلا طنزه جدی می‌نویسم یا اینکه مثلا مردم جدی برداشت می‌کنن یا چی؟! بابا من هر وقت اومدم مطلب طنز بنویسم(جدیدا میگن فان ظاهرا)٬ همه جدی برداشت کردن. نمونه‌ش همین سه‌تا مطلب ساسی مانکن. یعنی این‌قدر جدی نوشته بودم اونا رو که فک کردین من طرفدار این یارو ام!؟ نه جان من؟! غریبه که نیست اینجا. من که خودم هرچی اون سه‌تا رو می‌خونم ته‌ش به نتیجه طنز می‌رسم نمی‌دونم شماها چه‌جوری جدی برداشت کردین ازش؟!

ولی یه چیزی هم هستا. این چند وقته زیاد جو این بابا گرفته٬ الان اون سه‌تا مطلب ساسی‌مانکن پربازدیدترین مطالب وب‌لاگ بوده! یعنی حتی از لینکین‌‍ارک هم بیشتر. اکثرا هم از گوگل رسیدن! خدایا توبه! (:

پ.ن: یکی بود می‌گفت وقتی حس طنز نداری چرا الکی می‌خوای خودت رو خیارشور جلوه بدی؟!

آیا توییتر و فرندفید بر علم جوانان ایران می‌افزایند؟!

نوشته‌شده توسط مهران در خرداد ۲۱م, ۱۳۸۷

امروز داشتم نگاهی به خبرگزاری میکردم که به یه کامنت جالب توجه برخوردم. شخصی به اسم امیرحسین توی یکی از مطالب کامنتی گذاشته به این مضمون:

سلام . محلی برای اظهار نظر پیدا نکردم برای همین این محل انتخاب شد.
“آیا این پایگاه عضو هم می‌پذیرد؟
بله! یکی از اهداف این پایگاه دور هم جمع‌کردن کاربران فارسی‌زبان بوده است. شما می‌توانید از طریق بخش عضویت به جمع ما بپیوندید.”
این مطلب شماست. می خواستم ببینم ایرانی های دیگر که مثلا فارسی زبان نیستند(تعدادشان هم کم نیست) در بر گیرنده ی اهداف این سایت نمی باشند؟ منظور شما فقط فارسی زبان هاست یا منظور شما چیزه دیگری بوده است؟ یک سوال دیگه….
هدف این دو سایت ff و tt چیه؟ آیا بار علمی هم دارند؟ بر علم جوانان ایران افزوده می شود؟ کمکی به پیشرفت ایران عزیز می کند؟
کمکی به پیشرفت جوانان در جامعه و زندگی آنها می کند؟
من حتی به آن صورت سرگرمی خاصی در آنها ندیدم. امیدوارم همه ی این تفکراتم اشتباه بوده باشد. اگر بله جواب اگر نه باز هم جواب؟

این دوست عزیز دو سوال رو مطرح کرده که فک کردم جای صحبت داشته باشه. اول پرسیده که آیا خبرگزاری فقط برای کاربران ایرانی فارسی‌زبان یا برای ایرانی‌هایی که زبان‌های دیگری دارند(!) دارند هم برنامه‌هایی داره یا نه؟! خوب فک کنم جواب این سوال خیلی واضح‌ه! از اونجایی که زبان استفاده شده در خبرگزاری فارسی‌ست پس احتمالا عزیزانی که فارسی رو نمی‌دونن نمی‌تونند از این سایت استفاده کنند٬ گرچه به نظرم میاد که تعداد ایرانی‌هایی که فارسی صحبت نمی‌کنند و از توییتر و فرندفید هم استفاده می‌کنند خیلی زیاد نیست شاید به اندازه انگشتان دست!

اما سوال دوم کمی جالب‌تره؛ ایشون پرسیدن که:

هدف این دو سایت ff و tt چیه؟ آیا بار علمی هم دارند؟ بر علم جوانان ایران افزوده می شود؟ کمکی به پیشرفت ایران عزیز می کند؟ کمکی به پیشرفت جوانان در جامعه و زندگی آنها می کند؟

شخصا فک می‌کنم که اگر بخوایم با این طرز تفکر(که حتی وب یکی هم نیست!!) پیش بریم هیچ وقت به جایی نمی‌رسیم. احتمالا این دوست‌مون هنوز با چیزی به نام «قدرت اینترنت» آشنا نیستن که اگر آشنا بودند هیچ وقت همچین طرز فکری نداشتن! امروزه هیچ‌کس نمیتونه منکر اهمیت بالای اینترنت در پیشرفت علم بشه. اما با این حال از جهتی حرف این عزیز رو قبول دارم که این ابزارها تا چندین سال آینده(که احتمالا کم هم نخواهد بود!) در ایران باعث پیشرفت نخواهد شد٬ کشوری که هنوز اکثر مردم‌ش طوری از اینترنت صحبت می‌کنند که انگار درباره یه غول بی‌شاخ دم حرف می‌زنن نباید انتظار تاثیر اینترنت در پیشرقت جوانان داشت!! (:

پ.ن: مثلا می‌خواستم چند وقت(فک میکردم حداقل یه ماه بشه!) از اینترنت دور باشم٬ ولی ظاهرا میزان عمل‌م خیلی بالاست!

فایرفاکس جان٬ لینکین‌پارک دوست توست!

نوشته‌شده توسط مهران در خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷

ما از شما نمی‌خواهیم شمشیر قورت دهید یا ۳۰ تا قاشق را روی صورت خودتان به حالت تعادل نگه دارید درست است که آنها هم خیلی جالب اند اما این خیلی آسان تر است!

به نظر راست هم میگه٬ نباید کار زیاد سختی باشه. پس اینجانب از طرف گروه لینکین‌پارک و اعضای اون و همچنین به عنوان نماینده طرفداران لینکین‌پارک در ایران حمایت بی‌چون و چرای خود را از فایرفاکس عزیز و دوست‌داشتنی اعلام نموده و نهایت سعی خود را برای پیشرفت این موجود شگفت‌انگیز مبذول خواهیم داشت.

باتشکر
یک طرفدار رسمی لینکین‌پارک در ایران
دهم خرداد٬ سنه یک‌هزار و سیصد و هشتاد و هفت هجری خورشیدی

و این وبلاگ‌نویسان بی‌سواد!!

نوشته‌شده توسط مهران در خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷

نکته‌ای که باعث شد که این مطلب رو بنویسم٬ بحثی بود در فرندفید که به نظرم کمی بی نتیجه موند. این بحث از این مطلب زهرا اچ‌بی در فرندفید شروع شد٬ اون گفته که :

جان من اینقدر ترجمه نکنید! کمی هم از خودتون بنویسید!بعضیا دیگه شورشو در آورن! بابا دیگه لایف هکر و تک کرانچ رو همه میخونن! شیرم حتی نمیخواد!

۱) در اینکه زهرا میگه لایف‌هکر و تک‌کرانچ رو همه میخونن کمی شک دارم٬ و فک می‌کنم که تعداد زیادی از وبلاگ‌نویسای ایرانی این‌دوتا وبلاگ و وبلاگ‌های مشابه رو(اگه بخوام کمی اغراق کنم) حتی نمیشناسند! البته در این بین تعداد بسیار زیادی هم هستند که آشنایی کاملی با این وبلاگ‌ها دارند ولی به دلایلی علاقه‌ای به دنبال کردن مطالب‌شان ندارند(که شاید دلیل این بی‌علاقگی هم وجود وبلاگ‌های آی‌تی فارسی باشد.)

۲) اما عده‌ای هم هستند که با این‌چنین وبلاگ‌هایی آشنایی دارند و مشترک فیدشون هم هستند٬ اما به دلیل حجم بالای مطالبی که اینجور وبلاگ‌ها در طول روز منتشر میکنند٬ شاید خواندن همه این مطالب برای تعدادی از دوستان کمی کسل‌کننده باشه٬ پس به نظرم وجود وبلاگ‌های برای ترجمه کردن مطالب تاپ این وبلاگ‌ها حیاتی است.

اما این بحث با این مطلب دکتر مزیدی ادامه پیدا کرد٬ مزیدی عزیز گفت:

یک سوال: اگر تک‌کرانچ و لایف هکر رو همه می‌خونن پس چرا سواد وب ۲یی بسیاری - تاکید فراوان می‌کنم- بسیاری از وبلاگ‌نویسان ما - و حتی وبلاگ‌نویسان قدیمی ما- اینقدر پایین است؟؟ شاید اصلا خوانده نمی‌شود یا درست خوانده نمی‌شود.

به‌شدت با این حرف دکتر موافقم. چرایی این موضوع هم برمیگرده به استفاده بسیار کم و حتی ناچیز وبلاگ نویسان ایرانی علی‌الخصوص وبلاگ‌نویسان قدیمی و معروف‌تر از وب‌سایت‌های وب دویی. ببینید وبلاگ‌های بزرگ آی‌تی دنیا روزانه مطالب بسیاری را در مورد دو سرویس توییتر و فرندفید می‌نویسند٬ حال اگر وبلاگ‌نویسان بزرگ و قدیمی ما خواننده این وبلاگ‌ها بودند مطمئنا برای تست هم شده سری به این دو سایت می‌زدنند تا لااقل موضوع کلی دستشان بیاید!

اما من این حرف زهرا رو نمی‌فهمم که «وبلاگ‌های آی‌تی نیاید مطلب تکراری بنویسند». همونطور که مزیدی گفت:«ولی تصور کنید وقتی پرسپولیس برنده می‌شود چند نفر تکراری می‌نویسند. وقتی انتخابات می‌شود چند نفر تکراری می‌نویسند. خبر زلزله چین چطور؟ و…» این موضوع هنگام قهرمانی پرسپولیس بیشتر نمود پیدا کرد٬ عکسی از افشین قطبی شاید ده‌ها بار مورد استفاده قرار گرفت و تمام مطالب هم اکثرا حاوی پیام تبریک بود!!

اما به‌نظرم کمی بی‌انصافی‌ست اگر بگوییم که تمام وبلاگ‌نویسان آی‌تی ترجمه صرف انجام می‌دهند٬ گرچه خودم رو آی‌تی‌نویس نمیدونم اما اگر بخواهم مطلبی رو از وبلاگی ترجمه کنم تمام سعی خودم رو می‌کنم که اون مطلب رو به نوعی بومی‌سازی کنم و یا حداقل نظر خودم و یا تجربه‌ام رو در مورد اون مطلب ذکر کنم. فکر می‌کنم که اکثر دوستان هم همین طور هستند.

اما به این موضوع از جهت دیگری هم میشود نگاه کرد٬ مطمئنا تمام وبلاگ‌های آی‌تی مانند عصرونه یا یک‌پزشک وبلاگ مزیدی معروف نیستند٬ درحال حاضر وبلاگ‌های بسیار خوبی(که تعدادشون هم کم نیست) وجود دارند که توسط عده‌ی بسیار کمی خوانده می‌شوند. با توجه به کم‌کاری وبلاگ‌های معروف‌تر در این چندوقت به نظر می‌آید٬ اگر که تنها یک وبلاگ(که احتمالا هم جز همان کم خواننده‌ها هست) به پوشش یک خبر بپردازد شاید اون خبر به دلیل کم‌توجهی اصلا دیده نشده و یک خبر جذاب و مهم سوخت شود. در حقیقت می‌شه اینجور گفت که ترجمه کردن یک مطلب به فارسی و منتشر شدن در یک وبلاگ به معنی خوانده شدن اون مطلب توسط تمام دوستان نیست. گرچه اعتقاد راسخ من بر این است که نوشتن تکراری یک مطلب نه تنها بد نیست بلکه میتواند در مهم جلوه دادن و جلب توجه خوانندگان و مخاطبان نقش مهمی رو بازی کند!

اما نکته‌ای خارج از بحث: این اواخر شاهد بحث‌های زیادی در فرندفید بودیم که اکثرشون بدون نتیجه از سوی یکی از طرفین بحث بدون دلیل نیمه‌کاره رها شده‌اند و در آخر هم به نتیجه‌ای نرسیده‌اند. شاید درست نباشد که بحثی و راه بیانداریم و بعد از چند پاسخ همینطور ابتر رهایش کنیم. بهتر از کمی منطقی برخورد کنیم و نظرات دیگران را با :)))) جواب نگوییم! (:

پ.ن: اگر می‌بینید که این مطلب کمی از لحاظ نگراشی مورد اشکال است٬ به بزرگی خود و بی‌سوادی بنده ببخشایید. (: