■■ شت! اصلا این اپراتورای ایرپورت واقعا آدمو به فاک میدن! اون روزی که اون متن قبلیو داشتم رایت میکردم بعدش رفتیم با تکسی اونجا. اونجا حالا ما هم چون بعد از کلی سال از این پریسون داشتیم فری میشدیم تو اسکینمون نمی جنبیدیم/ حالا نگو اون وسط گیر و دار من این کمِرا رو جا گذاشته بودم خونه. وای نمیدونین این ددی چه داد بلندی سرم زد و من ولی چون مردم گریه نکردم!
خلاصه الان دومین شبه که تو ال.ای هستیم و من احساس گربهای رو دارم که به سطل زبالهی قدیمیش رسیده. راستی تا یادم نرفته بگم دیشب یه بار رفتم که خیلی حال داد، فقط نمیدونم چرا وقتی برگشتم خونه زیر چشام کبود بود!
پ.ن: از ایرپورت ایران نپرسین که حالم از این ایرانیا به هم میخوره؛ خیلی چیپن!!
توسط maryam در تیر ۱۱م, ۱۳۸۷