مردانهها !
مرداد ۶م, ۱۳۸۷■■ لباسهامو در میارم، خودمو تو آینه نگاه میکنم، عالیه؛ یه چرخ میزنمو خدا رو از این همه زیبایی که تو وجودم آفریده شکر میکنم؛ میرم زیر دوش، قطرات آب روی پوستم جریان پیدا میکنه از گردنم میاد پایین تا روی سینهم و شکمم، از زانو میاد روی ساق پام و لیز میخوره پایین؛ میام جلوی آینه حموم، دستی به ریش و پشم صورتم میکشم، هی! باید اصلاح کنم، به آرومی شروع میکنم کفی کردن صورتم؛ واو چه لذتی داره، واقعا لذتی وصفنشدنی داره، همین جور آروم میام پایین، خیلی باید آروم باشی تا همیشه این لذت تراشیدن ریش تو ذهنت بمونه……آی؛ ژیلت صابمرده باز صورتمو برید!!!
میگم لابد از تننویسی یه مرد اینجوری میشه دیگه! D:
۶ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۰ ب.ظ
ای کاش خمیر ریش و نوع ژلتتم می گفتی که بیشتر بفهمیم چیکار داشتی می کردی:دی
۶ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۵ ب.ظ
خیلی ضایع است تن نویسی. اون تن نویسی مردانه ……… :-(
ویدا خانم حالا فرقی هم میکنه چه ژیلتی و چه فومی ؟ ! ;-)
۶ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ب.ظ
هر دفعه که میومدی پایین فکر بد میکردم.!
۷ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۹ ق.ظ
به حجت :
مگه بدن مردا چه چیزی از بدن زنها کم داره ؟! نگاه این مردای بد هیکل و پشمالو نکن لطفا!
۷ مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
انگار یه جورایی اونقدر درگیر چیزایی غیر از خودت بودی که خودت رو فراموش کردی!
۹ مرداد, ۱۳۸۷ در ۷:۳۳ ب.ظ
خوش به حالت که میتونی، ما که ۲ ساله از اینجام اینکار محرومیم !!!!