■■ فرض کن داری توی پیادهرو راه خودتو میری؛ یه جایی میرسی که مصالح ریختن و پیادهرو بستهست حالا مجبور میشی بری توی خیابون اون یه تیکه رو. یه پژو رو میبینی که داره بهت نزدیک میشه و رانندهش هم زنه، طبق عادت همیشگی یه خورده حواست رو جمع میکنی تا یه وقت سرکار نیاد تو شکمت! اما با کمال تعجب میبینی که انگار ایشون کلا قصد جونت رو کردن، همینجوری داره میاد سمت تو ولی جلو رو نگا نمیکنه و داره آرایشش رو درست میکنه تو آینه! برای اینکه نزندت میپری توی ماسههای توی پیاده رو. میزنه رو ترمز و سرشو از پنجره میاره بیرون و یه لبخند حال بهم زن میزنه و «ببخشید»!
:))
توسط چشم شیدا در مرداد ۴م, ۱۳۸۷