هوم؟!

شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷

■■ یک‌ سری از آدما هستن که وقتی باهاشون هم‌صحبت میشی یه حس خوب تو وجودت بوجود میاد، اصلا هم فرقی نمیکنه که درباره خودتون صحبت کنید یا درباره برنامه‌های تلویزیون. و باز هم الا فرقی نمیکنه اون طرف مرد باشه یا زن، اصلا وجودشون هم برات یک گرمای خاصی ببهت میده که به هیچ وجه قابل توصیف نیست. اما برعکس این عزیزان عده‌ای هم هستن که وقتی کنارت میشینن میخوای با تمام وجود خرخره‌شون رو بجوی! تماما انرژی منفی‌ان و اصلا نمیشه تحملشون کرد.

جدیدا با یکی از این عزیزان آشنا شدم، البته قبلا هم میشناختمش ولی جدیدا این حس برام بوجود اومده، لذتی داره صحبت کردن باهاش برام. بدیش اینه که یکی از نزدیکان این عزیز بشدت غیرقابل تحمل‌ه، یه پارادوکس مسخره وجود داره این بین. بدبختی جوریه که وقتی بخوای ایشون رو ببینی باید اون یارو رو هم تحمل کنم

پ.ن: این مطلب رو قبلا نوشته بودم٬ یه لحظه که خوندم‌ش واقعا لذت‌بخش بود برام؛ گفتم نقل‌ش بد نیست :)

۵ نظر

  1. علیرضا میگه:

    اگه در یک زمان بین دوتاشون بشینی چی می شه؟؟

  2. vivavida میگه:

    تم جدیدت بسیار بسیار زیباست … در اینجور مواقع من هم ترجیح می دم از حضور پرفیض اون شخص بخاطر حضور بی فیض شخص دیگه دست بکشم :دی چون اگه جفتشونو با هم ببینم بالاخره نیروی مثبت اینیکی خنثی می شه اما خب منفیه هم خنثی می شه ولی با این حال وقت تلف کردنه شاید :دی

  3. vivavida میگه:

    راستی لایک واسه لینکین پارکی که تو منو گذاشتی :دی

  4. سفیر میگه:

    هوم ؟!
    سلام مهران خیلی وقت بود اینورا نیومده بودم/تم خیلی خیلی قشنگیه/ولی به یادتیم و دوست داریم

  5. حمید روزگاری میگه:

    اول از همه قالبت فوق العادس! نه در اون حد دیگه!:دی ولی خیلی قشنگه!

    آقا من در عجبم! تکیه کلامات تو پستات خیلی شبیهه تکیه کلامای من می باشد ! :دی

    هوم؟! :دی

    بسر به ما نیز!

    خوجحال می شیم!

نظر بدهید