اپیزود اول، ساعت ۱۰:۴۵شب: مثل همیشه تلویزیون سرشار بود از برنامههای متنوع و جذاب(!)، مشغول نگاه کردن برنامههای زیبا بودیم(البته فقط به خاطر نود!). جناب فردوسیپور، جناب دایی رو به عنوان مهمان آورده بود(از فردوسیپور بعید بود این همه به یه مهمون وقت بده.) مثل همیشه هم که جناب دایی آمپرش رفت رو ۱۰۰۰ و قاطی کرد، حالا ما هم داریم از خنده رودهبر میشیم! (نکته: من کشته اون کرواتش بودم که تو افریقای جنوبی زده بود!)
اپیزود دوم، ساعت ۱بامداد: دیگه کمکم داره خواب به اینجانب موستولی(Mostoly) میشد، که یهو با داد و بیداد اعضای خانواده و مهمانهای گرام، چرتمون پاره شد! حالا منم با پیجامه اومدم وسط میگم چی شده؟!! میگن هیچی بیا داره مستند یانگوم رو پخش میکنه!!!!!!!!
از اونجایی که صداوسیما به فکر مردمه شدیدا ، رفتن کره، با بازیگرای یانگوم(!) مصاحبه کنن. (نکته: من کشتهی اون تابلوی گلدیران پشت تمام مصاحبهکنندهها بودم!)
اپیزود سوم، ساعت ۱:۵۰ بامداد: دیگه دارم، خواب ملاقات با علیرضا مجیدی و محمدحسین مزیدی رو میبینم(!!) که یهو یه جسم دو سه کیلویی کوبیده میشه تو سرم!! احتمالا باز هم تلوزیون شاهکاری(!) رو رو کرده. مهران پاشو داره ناوارو میده. باز هم این یکی قابل تحملتر بود!!
نکته اخلاقی: همیشه ساعت ۱۱ شب برید بخوابید، در رو هم از پشت قفل کنید!
ناوارو!
نوستالوژیکترین شخصی که میتونستم ببینم! با کمی تخفیف قهرمان روزهای شیرخوارگی من :D
توسط کامیار در آذر ۱۳م, ۱۳۸۶