امروز داشتم فک می کردم چرا اصلا شروع کردم وبلاگ‌نوسی؟! هرچی فک کردم دلیلی جز جوگرفتگی و اینا پیدا نکردم! جدی میگم؛ اصلا اون موقعی که اولین مطلب رو نوشتن، مثل اکثرا بچه‌های وبلاگ‌نویس حرفی برای گفتن نداشتم یعنی واقعا یک جوگرفتگی بود، یا اگه بخوام یه کم باکلاس‌ترش کنم مثلا میشه چشیدن مزه وبلاگ نویسی در عصر ارتباطات(؟). :)

جالبه که هنوز هم اون سرنخ اصلی دستم نیومده؛ هرچند که بعضی‌ها میگن وبلاگ جایی ه برای نوشتن هرچی به ذهنت می‌رسه و دلت می‌خواد. راستم میگن ولی فک می‌کنم تا امروز که از ته دل اینجا ننوشتم!



۲ نظر برای جو گرفتگی

ولی من فکر نمی کنم جوگرفتگی باشه … مطمئنن چیزی برای نوشتن داشتی که اینجا رو درست کردی… نه توهم نزن جو واسه موقعیه که بیای وبلاگ بزنی و ندونی می خوای چیکار کنی !!!

یه وقتی هست که واقعا نیاز داری بنویسی

چیزی می‌خواهید بگویید.