استاد طوفان
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۷مهران مدیری در نقش استاد طوفان : (بعد از خوندن شعر لیست خرید) دستشویی کجاست؟!
حاضرین : به به! به به!
استاد طوفان : نه! این الان شعر نبود، دستشویی کجاست؟!
حاضرین : آها….بفرمایید….
استاد طوفان : لازم نیست دیگه!!! [یا یه چیزی شبیه این]
مرد هزار چهره/مهران مدیری
۱۰ فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۰ ب.ظ
به به !به به!!!
نظر جالبی ندارم
اما شعرش خیلی شعر بود
خیلی نو بود
مخصوصاً اونجا که می گه:
اتاق بازجویی نم کشیده است!!!
۱۱ فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۱ ق.ظ
ناله شدی ها !
یک ناله سرگردان
…
۱۲ فروردین, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ق.ظ
وای یعنی چی شددددد که دیگه لازم نبوددد
۱۶ فروردین, ۱۳۸۷ در ۵:۳۷ ب.ظ
به به، به به!
به یه بازی وبلاگی دعوتت کردم، بازی آرزوهای محال. خوشحال میشم شرکت کنی.
در ضمن: Viva linkin Park