گفتم که میخوام سبک نوشتنمو عوض کنم، البته خیلی سخته بخوای از مزخرف نویسی به عالمانهنویسی و یا برعکس(!) رو بیاری ولی میگن کار نشد نداره پس ما میتوانیم. :) خوب برای شروع میخوام موضوعاتی رو عنوان کنم که شاید تاحالا کمتر در موردش صحبت شده و یا لااقل کمتر بهش توجه شده. در همین اول بگم که سبک جدید نوشتنم ممکنه که باعث رنجش عزیزانی بشه، ویا اینکه باعث از دست دادن خواننده بشه ولی باز هم میگم دارم پوست میندازم!
شروع:
همیشه این موضوع آزارم میداده که هدف اونهایی که تو خیابون به جنس مخالف متلک(یا به قول بعضیها تیکه!) میاندازن چیه؟ اصلا نمیخوام از نظر روانشناسی حرف بزنم که هستند عزیزانی که بخوان در موردش بگن. به این خاطر گفتم جنس مخالف(و مثلا نگفتم پسرا) که این موضوع در بین هر دو جنس(دختر و پسر) دیده میشه. *اولین چیزی که به نظرم میاد شاید بحث سرگرمی باشه. تصور کنید چندتا دختر یا پسر رو که دارن با هم میرن و میگن و میخندن، تا اینکه یه جنس مخالف رو که داره تنها راه میره رو میبینند، به احتمال بسیار زیاد الفاظی رد و بدل خواهد شد! شاید بگید که اصلا اگه اون آدما، ادب اجتماعی داشته باشن هیچ وقت به خودشون اجازه همچین کاری رو نمیدن، ولی باید قبول کنیم(خودم که این موضوع رو قبول دارم!) که اگه یه دونه نخاله هم در جمع حضور داشته باشه، احتمال به انحطاط کشیده شدن جمع بسیار زیاده. البته توضیح واضحاته که پسرها به وضوح در این امر بسیار مستعد هستند!!
از اینجای بحثم بیشتر مخاطب پسرها هستند…
*دومین مورد شاید احساس تنفر آنیه باشه که در فرد ایجاد میشه، بعضی مواقع پیش میاد که پسرها(شایدم هم دخترها دقیق نمیدونم!) مدتی(که میتونه یک ثانیه یا یک روز و یا حتی یک ماه باشه) از جنس مخالف تنفر پیدا میکنند، دلیلش رو نمیدونم(شاید دلیلش دسترسی بسیار سخت به جنس مخالف باشه!) ولی این حالت به احتمال بسیار زیاد حداقل یک بار برای هر فردی پیش اومده. در این لحظات آدم میخواد هر جوری شده تنفر آنی خودش رو به طرف مقابل نشون بده که در بعضی مواقع به صورت متلک بروز میکنه.
*سومین مورد(که میتونه اصلیترین و شاید فرعیترین!) مورد هم باشه، احساس ارضای جنسی باشه!! تعجب نکنید وقتی عدهای با دیدن فیلم آدامس جویدن کسی ارضا میشن، این که چیزی نیست. شاید این مورد یکی رو بشه یک جور سادیسم تلقی کرد.(زیاد نمیگم چون ممکنه بخار بشم!)
*چهارمین مورد میتونه، اختناق بیش از حد جامعه ایران باشه، وقتی که یک چکمه مایه تبرج باشه، این که دیگه جای خود داره. ببینید، ما همه در این جامعه زندگی میکنیم و باید قبول داشته باشیم که هنوز روابط بین دختر و پسر در این جامعه و در بین خانوادهها یک تابو به حساب میآد(هر چند که در بعضی از خانوادهها این مشکل تقریبا حلشدهست). متلک رابطهای ست بین دختر و پسر دور از چشم والدین و در جلوی چشم اجتماع، با این تفاوت که در خانواده یک تابوست ولی در اجتماع امریست عادی و معمولی!
جمعبندی: به هرحال باید قبول کرد که متلک دیگه برای قربانیانش(که ۹۹درصدشون هم دختران و زنان هستند) دیگه یه امر عادی به حساب میاد، پس تا این امر عادی تبدیل به یک هنجار نشده(که البته بعیده!) باید کاری کرد خیلی زود!
پایان
پ.ن: در آینده بسیار صریحتر خواهم نوشت ولی جون من اگه خیلی تابلوبازیه دیگه ادامه ندم! D:
اون ۹۹ درصد جمع بندی رو یکم کمترش کن چون دخترا هم دارن پررو میشن
بهتره در همین حد نگه هش داری
چون اخلاقت رو تقریبا می دونم چطوریه! ممکنه یه دفه قاطی کنی!
توسط آناهیتا در دی ۲۲م, ۱۳۸۶